فريادسکوت ما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سید رسول اسلامی



نویسندگان
سید رسول اسلامی


آرشیو من
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤


لینک دوستان
عتیقه جات
مشعل (احمد اسلامي)
يادداشتهاي نه چندان خصوصي(هادي كحال زاده)
آذر (فريد مدرسي)
صميمانه تر(محمدجواد روح)
فرياد زير آب (امير گلشناس)
خدا پسر خدا(مهرداد اسدي)
فقط خدا(بنده خدا)
قدغن(م.م)
مشكات(صادق صدق گو)
اي ايران (علي سميعي زاده)
يادداشت های زيرزمينی(سارا ابراهيمی)
اوهام هفتگی(هفته نامه)
سايت رسمی صادق هدايت
وب نوشت(محمدعلی ابطحی)
عصر يخبندان (علی نيرومندپور
Parish و دگراندیشیهایش::::
نيروانای کوچک(رها و محمد)
کاشونيها
زمانی برای خاموشی
تسليم الهي
خوش انديشی
دست نوشته های يک دانشجو
۱۹۸۴
آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!
جريده
فرياد ناکام (سيامک قلی زاده)
من اشرف مخلوقات(هاله ميرزايی)
لبخندی از خدا(ستاره)
مفت خوری ممنوع!(منيژه غزنويان)
مجمع وبلاگ نويسان اصلاح طلب


آمار وبلاگ


خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  




مرگ در سفره های نوروز(اجتماعی)

مرگ در سفره های نوروز

ماهيانی که ساده می ميرند

باز هم بهاری ديگر آمد و ما مانند سال های گذشته زندگی خود شاهد مرگی در سفره های هفت سين خود هستيم. بايد بپذيريم اگر چه بهار از گذشته های دور نويد نو شدن و زندگی را می دهد و دميدن دم مسيحايی خداوند بر طبيعت زيبای هستی اما ساليانی است که اين رسم دلنشين به دست ما چهره ديگری يافته است.

قصه قصه ماهيانی است که با فرا رسيدن بهار جای در تنگ های بلورين خانه های ما پيدا می کنند و آن گاه چند ساعتی يا چند روزی مهمان سفره های زيبای ما خواهند بود و سپس می توان جنازه آنها را به سوی سطل های زباله هدايت کرد. برعکس رسمی که در کشور چين انجام می شود و آنها با فرا رسيدن عيد چينی اين ماهيان قرمز را آزاد می کنند تا نمادی بر ادامه يافتن جريان زندگی باشد.

تا به حال از خود پرسيده ايم که ماهی قرمز از چه زمانی جايگاه خود را در سفره های نوروزی ما محکم کرد...

آری  در حدود يک قرن پيش و همزمان با ورود چای به ايران ماهی قرمز نيز از کشور چين وارد ايران شد و تا امروز توانسته قدرتمندانه سفره های نوروزی ما را تسخير کند. می توانيد سری به بازارچه ها بزنيد و ببينيد چگونه کودکان اين طفلان معصوم که با اصرار از پدران و مادران خود می خواهند که زيباترين ماهی قرمز سال را از آن خود کنند. اگر چه آنها روزی اصرار بر خريد اين ماهيان معصوم دارند اما روزی ديگر در سوگ آنها می نشينند و لکه ای از اندوه دل کوچک و مهربان آنها را فرا می گيرد.

باز هم نوروزی ديگر در پيش است و باز هم ما بی تفاوت نسبت به نمادهای نوروزی می خواهيم نوروز خود را آغاز کنيم. اگرچه وضعيت سخت معيشتی مردم را هم بايد مزيد بر علت بدانيم که نمادها زمانی جايگاه خواهند داشت که رفاه وجود داشته باشد و پدری با دست های پينه زده چگونه به نماد سيب قرمز توجه کند و به عشق و پايداری زمانی که مخفيانه سيب های پلاسيده را از ميوه فروشی با قيمتی ارزانتر می خرد تا فرزندان او هم شب عيد داشته باشند...

سخن از نوروز است و نمادهای نوروز و اينکه ماهيان قرمز جايگاهی در سنت نوروزی ما ندارند و ما با خريد اين ماهيان مرگ را در سفره های هفت سين خود مهمان می کنيم. اما چه بايد کرد و چه اشکالی دارد اگر کودکانمان را به سويی ديگر هدايت کنيم و به آنها بگوييم که در اين ايام زندگی بايد مهمان با باشد نه مرگ؟!


سيد رسول اسلامي     لینک