فريادسکوت ما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سید رسول اسلامی



نویسندگان
سید رسول اسلامی


آرشیو من
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤


لینک دوستان
عتیقه جات
مشعل (احمد اسلامي)
يادداشتهاي نه چندان خصوصي(هادي كحال زاده)
آذر (فريد مدرسي)
صميمانه تر(محمدجواد روح)
فرياد زير آب (امير گلشناس)
خدا پسر خدا(مهرداد اسدي)
فقط خدا(بنده خدا)
قدغن(م.م)
مشكات(صادق صدق گو)
اي ايران (علي سميعي زاده)
يادداشت های زيرزمينی(سارا ابراهيمی)
اوهام هفتگی(هفته نامه)
سايت رسمی صادق هدايت
وب نوشت(محمدعلی ابطحی)
عصر يخبندان (علی نيرومندپور
Parish و دگراندیشیهایش::::
نيروانای کوچک(رها و محمد)
کاشونيها
زمانی برای خاموشی
تسليم الهي
خوش انديشی
دست نوشته های يک دانشجو
۱۹۸۴
آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!
جريده
فرياد ناکام (سيامک قلی زاده)
من اشرف مخلوقات(هاله ميرزايی)
لبخندی از خدا(ستاره)
مفت خوری ممنوع!(منيژه غزنويان)
مجمع وبلاگ نويسان اصلاح طلب


آمار وبلاگ


خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  




صبر زينب(فرهنگی)

صبر زينب عامل ماندگاری

عاشورا

اگر از اکثر کسانی که در ايام سوگواری امام حسين (ع) عزاداری می کنند بپرسی چقدر حسين را می شناسند. شايد با جواب هايی مواجه شويم که برگرفته از نوحه ها و روضه های روضه خوانان و مداحان است. واقعيت اين است که بسياری از روضه ها از آنجايی که «شدت گريه» را ملاک کار خود قرار داده اند به انواع تحريفات و اسطوره گرايی ها آلوده شده اند و از اين رو اطلاعات تاريخی که در اين گونه برنامه ها ارائه می شود اکثرا غيرقابل استناد هستند.

به راستی چقدر شناخت نسبت به حسين و زينب داريم.

آنچه در واقعه عاشورا بيش از هرچيز خودنمايی می کند نه شهادت طفلان حسين و نه حتی شهادن خود حسين بلکه «صبر زينب» است.

آن گاه که زينب در مواجهه با پيکر حسين فرياد می زند «اللهم تقبل هذه القربان» که خدايا اين قربانی را بپذير و آن گاه که در مواجهه با عبيدالله بن زياد که از او می پرسد کار خداوند را با خواندانت چگونه ديدی؟ جواب می دهد: «ما رايت الا جميلا» غير از زيبايی نديدم. و يا حتی زمانی که در مجلس عيش يزيد که به مناسبت قتل حسين برپا شده بود بدون واهمه از دستگاه يزيد و ناراحتی از شهادت حسين و فرزندانش و خاندانش آن خطبه معروفش را خطابه می کند طوری که يزيد مجلس عيشش به کامش تلخ می شود.

اين صبر آن قدر زيبا و راهبردی است که نمونه آن را می توان تنها در پدر زينب - علی(ع)- يافت که ۲۵ سال به خاطر نو پا بودن نهال اسلام سکوت را پيشه خود کرد.

زينب (س) اگر می خواست آن گونه که از زنان خانواده از دست داده عمل می کنند عمل کند بايد می نشست در يک گوشه و تا آخر عمر گريه می کرد اما او اينگونه عمل نکرد که می دانست کليد ادامه راه حسين اينک در دستان اوست.اين است که دکتر شريعتی می گويد: « آنها که رفتند کاری کاری حسينی کرده اند و آنها که مانده اند بايد زينبی عمل کنند.»

اگر امروز ما از عاشورا صحبت می کنيم و اگر امروز راه حسين به عنوان سيره اصلی اسلام شناخته می شود به خاطر مقاومت و صبر زينب است.

******************************

راستی ما چگونه می خواهيم عمل کنيم؟ امروز حسينی هستيم يا زينبی؟ نکند يزيدی باشيم ... ؟!

حسين و زينب در مقابل حکومت جائر و به خاطر امر به معروف و نهی از منکر به پا خاستند.

 ما چگونه می خواهيم عمل کنيم؟


سيد رسول اسلامي     لینک


علی(ع) را چگونه می شناسيم؟!(فرهنگی - سياسی)

جايگاه علی(ع) در زندگی ما

امروز روز ولادت امام علی(ع) است و همه مسلمانان ای روز را جشن می گيرند.اما ذکر نکاتی درباره علی(ع) ضروری به نظر می رسد:

۱- زندگی علی (ع) آنقدر دارای ظرايف بوده که بسياری از مسلمانان برای او جايگاهی خدايی قائل شده اند و بررسی اعتقادات غلات در قرون ابتدائی هجری گويای اين واقعيت است. اين امر از جانب ائمه با واکنشهای شديد مواجه شده است و با توجه به وجود اين تفکرات در امروز وظيفه ماست تا با تحقيق و تتبع رودرروی اين جريانات بايستيم. امروزه آسمانی و اسطوره ای کردن بزرگان اسلام بزرگترين آفتی است که اسلام را تهديد می کند.

۲- بررسی زندگانی علی(ع) بر همه ما ضروری است. اين زندگينامه آنقدر دارای نکات است که می تواند راه را بر ما نشان دهد. حافظه تاريخی قالب ما مسلمانان ضعيف است و از بزرگان جز اندکی کرامات و بزرگواريها خيزی نمی دانيم اما بايد بخوانيم و مطالعه کنيم تا نسبت به تصميم گيريهای آنها آگاهی پيدا کنيم. به عنوان مثال علی(ع) در دوره ۲۵ ساله خلافت خلفای سه گانه سکوت پيشه می کند اما در دوره ۵ ساله خود در مورد کوچک ترين مسائل هم کوتاه نمی آيد. اين مسئله نشان می دهد عملکرد علی نسبت به زمان متفاوت بوده و بر سياسيون و حاکمان ماست تا با آگاهی نسبت به اين مسائل با چشمان بازتری عمل کنند.

۳- به راستی نهج البلاغه چه جايگاهی در زندگی ما دارد. اگرچه قرآن به عنوان کتاب آسمانی مسلمانان خود بر روی طاقچه ها در خال خاک خوردن است. اما ما بايد رويکرد خود را تغيير دهيم و با خواندن نهج البلاغه که نمونه عينی انديشه علی است نسبت به سيره او آگاهی پيدا کنيم. نهج البلاغه دارای خطبه ها - نامه ها و حکمت های علی است و در ضمن آن ضريف ترين نکات سياسی - فرهنگی - اجتماعی و ... مطرح شده است. جرج جرداق اين مسيحی می گويد : بعد از خواندن نهج البلاغه چنان شور و اشتياقی در من به وجود آمد که ۲۰۰ بار اين کتاب را مطالعه کردم.

۴- «عدالت علوي» واژه ايست که چند سالی از عمر آن می گذرد اما هنور نقش آن در زندگی مسلمانان مشخص نشده است و به راستی واژ ای شده برای فريب خود و ديگران. چند سال پيش جهت انجام کاری قبل از پايان ساعت اداری به يکی از کارمندان دانشگاه مراجعه کردم و او می خواست برای بنزين زدن به ماشينش محل کارش را ترک کند. وقتی به او گفتم شما متعهد هستيد که در ساعت اداری به کار ارباب رجوع رسيذگی کنيد در جواب من گفت : سيد عدالت علوی داشته باش تعهد و مسئوليت را بی خيال؟! به راستی اين عدالت علوی است....بسياری از واژه هايی که ساخته ايم اسلام خراب کن است نه اسلام ساز...

۵- و در آخر حکمتی از نهج البلاغه تا بدانيم چشمان علی(ع) تا چه حد آينده را می ديد. حکمت ۳۶۱ :

« روزگاری بيايد که از اسلام جز نام و از قرآن جز نشانی باقی نماند. در آن روزگار مساجد آبادان اما از هدايت ويران است. سازندگان مساجد شکوهمند زيانکارترين مردم زمين هستند .....»

اين حکمت چقدر به دوران خودمان نزديک است. گويا علی در اين دوره و زمانه بوده و اين حکمت را بيان نموده است.

******************************

برخيزيم و با آگاهی به جنگ فريب کاران روزگار برويم. بزرگانمان را بشناسيم تا شايسته تر گام برداريم.


سيد رسول اسلامي     لینک


ازدواج بی ازدواج(فرهنگی-سياسی)

ازدواج - جوانان - کنترل جمعيت

در دولت احمدی نژاد

 

نوشتن در مورد ازدواج برای کسی که در سن ازدواج است اما به همت اين نظام شرايط برای او و خيلی های ديگر مهيا نشده چندان ساده نيست.

هنوز اوايل انقلاب بود که با شعار صدور انقلاب و توليد فرزندان انقلابی و شايد هم چيزهای ديگر که ما از آن بی خبريم؛ فرهنگی به وجود آمد که نتيجه آنرا امروز می بينيم. اينکه امروز درصد بسياری از جمعيت کشور ما را جوانان تشکيل می دهند ماحصل همان حماقتهاست.

شعار کنترل جمعيت در آن برهه با مخالفت دينی مواجه شد تا امروز به جايی برسيم که تمام تلاشها در راستای توليد کار باز هم به نتيجه نمی رسد. ما عادت داريم و تاريخ معاصر اين را بيشتر نشان می دهد که در اکثر برهه ها تاوان حماقتهای دوران گذشته را پس داده ايم و همين امر عامل عقب ماندگی اصلی ماست.

به هر ترتيب امروز جوانان آنقدر زياد هستند که بسياری از آنها به علت عدم توانايی دولت در تامين کار با بيکاری زندگی می کنند و بالطبع توانايی ازدواج در آنها وجود ندارد.

عده ای هم که مشغول به کارند به هزينه های گزاف زندگی می انديشند.

واقعيت اين است که ما هيچ گاه نتوانسته ايم مهگام با مدرنيته قدم برداريم و به دور از واقعيتهای درونی يا خود را از تئوريسين های مدرنيته مدرنتر کرده ايم و يا شمشير به دست گرفته و با آن مخالفت کرده ايم.

اما امروز بايد کاری نو را شروع کنيم .

اول کنترل جمعيت بايد از درون خودمان شروع شود. جای اميدواری دارد که بسياری از خانواده های جوان به يک يا دو فرزند اکتفا می کنند. دوم تفاوت بين فرزند دختر و پسر از ميان رفته و اين نکته بسيار مهم است. اگرچه خانواده ها در اوايل انقلاب فرزندان دختر خود را نمی کشتند(همانند دوره جاهليت) اما هيچ چيزی جای فرزند پسر را برايشان نمی گرفت. آنقدر بچه توليد می کردند تا يکی حداقل يکی پسر شود.اين راهکار که خود هم اکنون عامل افزايش نسبی دختران نسبت به پسران شده امروزه به علت از ميان رفتن تفکر مردسالار دينی جايگاهش را از دست داده است.

مسئله بعدی مهريه است. «مهريه» که حالت عندالمطالبه دارد(بسی خيال باطل) بر طبق اصول دينی بر ذم مرد قرار دارد. مهريه بايد در يک حالت عرفی و نه زياد و نه کم باشد. کم بودن مهريه ممکن است در طولانی مدت انديشه مرد را منحرف کرده و پايه های ازدواج و تعهد نسبت به زن را در او سست کند. زياد بودن آن هم انديشه مرد را منحرف ميکند و نوعی طمع را در زن در جهت کسب استقلال و پول بسيار به وجود می آورد. بايد در راستای منطقی شدن مهريه راه حلی انديشيده شود. اگر چه اصل مهريه نيز خود جای سوال دارد و همانند بسياری از مفاهيم مفهومش امروزه قلب و تحريف شده و در حالتی خوشبينانه می توان آنرا خريد دختر ناميد که مايه تاسف است. البته بايد توجه داشت اين مطالب در شرايط فعلی مطرح است.

اما مسئله بعد به دولت برمی گردد:

۱-ترويج فرهنگ کنترل جمعيت از نکات ضروری است. اميد می رود دولت احمدی نژاد که گفتمانش گفتمان سال ۵۷ است ما را حداقل از اين لحاظ به آنروز برنگرداند که در اين صورت کارمان با اسفل السافلين خواهد بود.

۲- تسهيل کردن ازدواج برای جوانان و اعطای وامهای بلندمدت توسط مجراهای قانونی. اين وام بايد جهت جوانانی که توانايی مالی ندارند پرداخت شود اما معمولا در اين مسئله هم پارتی به کمک خيليها می آيد. مبلغ وام هم درخور هزينه های امروزی نيست. با توجه به افزايش درآمد نفت می توان از اين محل اين گونه وامها را افزايش داد.

۳- واقعيت اين است که کار وجود ندارد. بايد راهکاری انديشيد.

۴- بسياری از ايرانيها به رغم وجود ذخائر و معادن ارزنده در کشور زير خط فقر زندگی می کنند. اين شايسته يک ايرانی نيست. در دولت قبلی قدمهای ارزنده ای در اين راستا برداشته شد. کاش در دولت جديد قدم های قبلی متوقف نشده و آن راهها ادامه يابد.

۵- اگر مسئولين ساده زندگی کنند ساده زيستی بين مردم هم رواج می يابد. آن وقت بسياری از مشکلات حل می شود. (سر خودمان را هم شيره می ماليم؟!)

************************************

آقای احمدی نژاد جوانان تاوان شور انقلابی مردم را يان گونه پس داده اند که می بينيد. شما چه می کنيد؟ شما که خود از نسل پرشوران انتقلابی بوده ايد...


سيد رسول اسلامي     لینک


بی آرزويی در شب آرزوها(فرهنگی)

در شب آرزوها

چه آرزويی داشتيد؟!

پريشب طبق روايت و کتاب مفاتيح الجنان (که البته حرفهای زيادی در مورد آن دارم ) «شب آرزوها» بود. يعنی شبی که افراد به آرزوهای خود می انديشند و آن را با معبود و خدای خود در ميان می گذارند.

آرزوها ريشه در نياز و خواسته و خواهش دارد.

اگرچه مفهوم اصلی آرزو طی گذر زمان قابليت خود را از دست داده و به يک مفهوم کوچک و بی محتوا تبديل شده است.

اينکه فرد در مقابل آفريده و صاحب اصلی خود خواسته ای را که در مقابل عظمت خدا و خودش کوچک است مطرح می کند و ذات فرومايه خود را به نمايش می گذارد.

اگر به آرزوهای افراد علی الخصوص در عامه مردم توجه کنيم متوجه خواسته های دنيايی کوچک مثل داشتن فلان خانه - زمين - پول - لعن ديگر افراد - رفع بيماری - موفقيت در امتحانات و کنکور و ... می رسيم.

فکر کنيد فردی از رئيس شرکت و سازمان خود تقاضايی دارد و يا مثلا از رئيس شرکت تعاونی اعتبار تقاضای وام می کند و برآورده شدن آنرا را به مثابه پيروزی بزرگی تلقی می کند.  نگاه ما معمولا به خداوند اين گونه است و اين نگاه ارزش و جايگاه انسان و خداوند را پست جلوه می دهد.اين نگاه همان است که اريک فروم در کتاب «هنر عشق ورزيدن» از آن تعبير به «شرکت تعاونی جهان به مديرعاملی خدا» می کند.

اما به راستی يک مومن حقيقی چگونه می انديشد و آرزوی او چه آرزويی می تواند باشد؟

به نظر می آيد مومن حقيقی خواسته و آرزويش ورای اين خواسته هاست و او به هويت اشرف المخلوقاتی و خليفه اللهی خودش بيش از پيش اهميت می دهد.

او می داند که اگر چيزی را بخواهد تمام جهان دست به دست هم می دهد تا آنرا به دست بياورد و از اين رو برآوردن اين خواهشها را در توان خود می بيند اما او به چيزی بالاتر می انديشد. به بی نيازی همانند معبودش.

او می خواهد همانند معبود خودش بی نيار باشد و آرزويش در اين شب نه آرزو برای خواسته های اينچنينی که آرزو برای بی آرزويی و بی نيازی است.

او خود را بنده ای می بيند که می تواند همانند خالقش «کن فيکون» کند.

******************************

به نظر شما آيا اين آرزوی مومن برآورده می شود؟


سيد رسول اسلامي     لینک


انديشه در دولت احمدی نژاد(سياسی - فرهنگی)

در دولت احمدی نژاد

انديشه مخالف

چه جايگاهی دارد؟!

امروز در راديو کارشناسی از نگاه دينی درباره مسئله افعالی که «ترک اولي» در آنها مطرح می شود می گفت:

«مثل ترک اولی و ترک فعلی که از نگاه خداوند مطرود است همانند کسی است که به دکتر مراجعه می کند و دکتر به او می گويد شيرينی برای تو بد است و برای اينکه خوب شوی نبايد شيرينی بخوری. اما فرد بدون توجه به کلام دکتر اين فعل را انجام می دهد و بعد از شدت بيماری مجددا به دکتر مراجعه می کند و ضمن معذرت خواستن باز هم از دکتر درخواست راه حل برای معالجه می کند. اگرچه دکتر اين بار هم او را معالجه می کند اما اثر اين خودسری و عدم درمان اول در او باقی می ماند و با معذرت خواهی از دکتر هم درمان نمی شود.»

اما چند نکته در اين باب مطرح می شود:

۱- اين جملات در مورد بيماران مصداق پيدا می کند يعنی کسانی که دچار بيماری هايی چون نااميدی - ياس - از خودبيگانگی و ... شده اند. به عبارتی يک فرد سالم که دارای بنيه دينی و فکـــری و روحيـــه حقيقـت جويی را نمی توان در اين معيار قرار داد. شايد نکته بعدی اين مطلب را تکميل کند.

۲- همواره پزشکان اعلام می کندد مصرف فلان چيز ضرر دارد و مصرف فلان چيز فايده. اما همه اين مباحث در افراد متفاوت متغير است. به عبارتی در اينجا به شاخه ای از پلوراليسم می رسيم.

مثلا مصرف نمک در افراد بالای ۴۰ سال ضرر دارد اما در پائين آن ضرر ندارد و بلکه فوايد زيادی از جمله ضدعفونی و ... دارد.

به عبارتی هر کس به تناسب قوه درونی و استحکام و داده هايی که دارد در مقادير متفاوت از اين محصولات استفاده می کند.

۳- نکته مهم ديگر اين است که دز مصرف دارو و پيشگيری در بيماران به اقتضای سن و ضريب سلامتی و نوع بيماريشان متفاوت می باشد.

در مباحث معرفتی و دينی(که اين يکی بالاجبار در اين مبحث قرار گرفته) هم افراد به اقتضای سن و ضريب حقيقت جويی و حقيقت طلبی که دارند و همچنين نوع انديشه و تفکری که پيگيری می کنند ؛ می توانند به دستوارات دکتر توجه کرده و به آن عمل کنند.

همچنين عمل کردن يک فرد به دستورات پزشک به معنای دستور عام تلقی نمی شود و می توان گفت در خيلی موارد هم احکام مطرح شده حالت عمومی و کلی نداشته و به تناسب اقتضاهای مطرح شده می تواند متفاوت باشد.

۴ - چند روز پيش به يکی از دوستان گفتم که در مطالعه کتاب های ضاله ( گمراه کننده از ديدگاه حکومت اسلامی فعلی) چند مسئله وجود دارد:

اول اينکه بايد اين کتابها خوانده شود تا بدانيم با چه کسانی طرف هستيم. انديشه هايی که ما بايد با آنها مواجه شويم تا عيار خود را بدانيم انديشه های مثبت تائيدکننده نيستند بلکه انديشه هايی هستند که تو را و انديشه ات را طرد کرده و محکوم می کنند. لذا بايد اين کتابها حداقل در مجامع دانشگاهی و تحقيقاتی وجود داشته باشد تا مورد تحقيق قرار گيرد.

دوم اينکه اگر بدون معرفت با اين انديشه های ضاله مواجه شوی دو حالت دارد؛ يا سريع آنرا کتمان می کنی و راه قبلی ات را پی می گيری يا بلافاصله تحت تاثير قرار می گيری و داشته هايت را انکار می کنی. از اين رو يک فاکتور در اينجـــا دارای اهميــت اســت و آن داشـتــن روحيه حقيقـــــت جويـــی می باشد .اگرچه نمی توان حکم به منع خواندن اين گونه کتابها توسط اين افراد کرد اما بايد راهکاری در جهت آن انديشيد تا حداقل به عناد و غرض منجر نشود. آنجايی که انديشه مطرح می شود غرض را راهی در آن نيست مگر آنکه به اصل آن امر شک شود.

سوم اينکه در دسترس نبودن اين کتابها از آنجاييکه حس کنجاوی را در درون کودکانه انسان (علی الخصوص در جوانان)برمی انگيزد و باعث يافتـــن آن می شود و مطمئنا در اين مورد به انکار داشته های قبلی منجر می شود و جالب اينجاست که نسبت به حالت قبلی نوعی عنادو غرض ورزی به وجود می آورد.

****************************

به نظر می رسد حداقل در بعد انديشه قواعد موجود درباره «ترک اولي» با چالش مواجه باشد.

حال در دولت جديد دکتر احمدی نژاد رئيس جمهور ايران نگرانی هايی در مورد شدت يافتن «ترک اولي» در بعد انديشه وجود دارد که اين امر نه تنها حصول پيشرفت اسلامی و تحقق روحيه مهرورزی و عدالت گستری را در پی نخواهد داشت بلکه منجر به جريانات زيرزمينی خواهد شد که در بلندمدت لطمات جران ناپذيری را برای جمهوری اسلامی به همراه خواهد داشت. لطماتی که ساليان زيادی است ايران از شر آن در امان می باشد و به نظر نمی آيد احمدی نژاد با رويکرد گفتمان سال۵۷ امام (ره) اين گونه به مسائل بيانديشد.

منتظر کابينه دولت و آغاز به کار پياده شدن انديشه های دولت جديد می نشينيم.

 


سيد رسول اسلامي     لینک


روز خبرنگار (سياسی)

خبرنگاران - چشم بيدار جامعه

۱۸ مرداد روز خبرنگار بود و به قولی تمام مطبوعاتی ها.

در فضای فعلی ايران و در حالی که رسانی ملی رنگ و بوی ملی ندارد و عملکرد آن بيشتر به حمايت از گروهی خاص است ؛ اين خبرنگاران و مطبوعاتی ها هستند که با به جان خريدن سختيها و مصائب بسيار به عنوان چشم بيدار جامعه عمل می کنند و مردم را در جريان پروسه ها و لابی ها و جريانات مختلف سياسی - فرهنگی - اجتماعی - سياسی و ... قرار می دهند.

در دوره رياست جمهوری سيد محمد خاتمی اگر چه مطبوعاتی ها مورد نامهربانی های بسياری قرار گرفتند و تعداد نشريات توقيف شده و مطبوعاتی های بازداشت شده گويای اين واقعيت است اما به راستی آيا خاتمی در اين نامهربانی ها دخالت داشت و دولت اصلاخات او مسبب اين امر بوده است؟ بايد گفت مطبوعات به عنوان رکن چهارم نظام و مطبوعاتی ها به عنوان چشم بيدار جامعه ناگزير از دادن هزينه ای بودن که بسياری مديران ارشد دولتی - دانشجويان و جريانی از مردم در آن سهم داشتند. چاره ای نيست که بلوغ سياسی و فکری ايرانيان راهی طولانی در پيش دارد و نبايد در کوتاه مدت به روشنگری آنی انديشيد.

بايد راه را ادامه داد تا سرانجام به سرمنزل مقصود رسيد...

با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد به نظر می رسد به همراه محدوديتهايی که ناگزير تاحدی به وجود می آيد تا اندازه ای هم از حجم نامهربانی های صورت گرفته با مطبوعاتی ها کاسته شود.

اين مسئله می تواند مايه اميدواری باشدتا مطبوعاتی در فضايی که به علت محدوديت به حالت کنايه و نيش درمی آيد به راه پرافتخار خود ادامه دهند.

************************************

روز خبرنگار را به تمامی مطبوعاتی ها علی الخصوص

 اينترنتی ها و وبلاگ نويسها

تبريک می گويم و ادامه راهشان را آرزو می کنم۰۰۰


سيد رسول اسلامي     لینک


کارتن خوابی (اجتماعی - سياسی)

از کارتن خوابی تا رفاه عمومی

در دولت احمدی نژاد

روزی به يکی از دوستانم که می گفت يک هفته همراه با خانواده با خرما سر کرده تا خود را همراه با قشر ضعيف جامعه کنند و هميشه به ياد داشته باشند که بسياری افراد شب با شکم گرسنه می خوابند گفتم: « اين کار قابل تقدير است اما تو هيچ گاه نمی توانی درک کنی آنها چه رنجی می کشند. تو نمی فهمی وقتی پدری سر سفره ای که نان هم به مقدار کافی نيست سرش را از شرم پايين می اندازد چه معنايی دارد.»

اما امشب می خواهم به موضوع کارتن خواب ها اشاره کنم. آنهايی که از گوشه و کنار خيابان و از بازمانده های غذای رستوران ها و هتل ها و ساندويچی ها غذايی برای خوردن پيدا می کنند ام چون جايی برای خواب ندارند شبها آسمان آبی را سقف قرار می دهند و در خانه ای به وسعت زمين که ديواری دور آن نيست با آرزوهای از دست رفته - يا متولد نشده - بر روی ارتن می خوابند تا صبح بدمد و روز ديگری را همانند روزهای ديگر با همان درجه تکرار شروع کنند.

هستند بسياری افراد که می خواهند در غم اين افراد شريک باشند. عده ای بزرگوارانه تن خود را از تخت های نرم جدا نموده و در خلوت بی انتهای شب پای به بيرون خانه می گذارند و تا صبح در پارک يا جاهای ديگر سر می کنند. عده ای از سر دلسوزی و يا ثواب اخروی و يا وظيفه در حد مقدور امکانات فراهم می کنند؛ مکانی برای خوابيدن هر چند کوتاه مدت و يا غذايی برای خوردن. اما مطمئنا اين افراد هيچ گاه نمی توانند غربت تنهايی يک کارتن خواب و به عبارتی کسی که از خوابيدن در محيط امن خانه محروم است را درک کنند. انسان زمانی می تواند نسبت به امری احاطه پيدا کند و به درک کامل برسد که در شرايط آن امر قرار بگيرد و اين شرايط را به طور مصنوعی نمی توان ايجاد کرد.

اما مسبب نوشتن اين نوشتار يک شب کارتن خوابی برای خودم است. کارتن خوابی نه از سر احساس نوع دوستی و ... بلکه به علت نداشتن جايی برای خوابيدن. وقتی در يک شهر غريب بمانی و دانشگاهت هم از دادن خوابگاه امتناع کند و شب که به دانشگاه می آيی با معذوريت های اخلاقی و دوستانه دوستانت در انتظامات مواجه شوی که نمی دانند با چه رويی و زبانی به تو بگويند که اقامت هفته گذشته ات در خوابگاه به مدت دوشب چه دردسری برايشان داشته و تا چه حد مورد سوال واقع شده اند؛ به اين نتيجه می رسی که بايد شب را زير آسمان آبی خداوند سر کنی...

امشب قبل از آمدن به خوابگاه در جمله ای به يکی از دوستان گفتم: " در زندگی بعضی از مسايل که انسان به ديد تهديد به آنها نگاه می کند تبديل به فرصت می شوند و راه جديدی را فراروی اشخص قرار می دهند."

الان هم احساس می کنم اين کارتن خوابی فرصتی بوده برای من و من می توانم برای اولين بار درک کنم احساس کارتن خوابی را کهذهنش از درک واژه ای به نام مسکن عاجز است. اگرچه اين تجربه اندک است که می دانم فردا شب و حداکثر چند روز ديگر اين کارتن خوابی به پايان می رسد اما کارتن خواب ها می دانند که نبايد به آينده فکر کنند و آينده از آن آنها نيست.

*************************

ديروز در وبلاگ به مناسبت روز تحليف و ادای سوگند آقای احمدی نژاد، رئيس جمهور در باره عدالت اجتماعی نوشتم و اين نوشتار می تواند جايگزينی برای متنی باشد که می خواستم در مورد رفاه عمومی بنويسم.

رفاه عمومی - و نه خصوصی - يعنی اينکه هر ايرانی اعم از کارتن خواب و غير کارتن خواب بتواند از حداقل رفاه برخوردار باشد و دولت جديد هم که با اين شعار راه را آغاز کرده بايد در گامهای آغازين در کنار پيگيری مسائلی چون تعليق غنی سازی اورانيوم" به فکر ايجاد رفاه عمومی و در کنار آن عدالت اجتماعی باشد. مطمئنا ايران با منابع خدادادی و طبيعی که در اختيار دارد و با تمدن غنی ملی و دينی و همچنين با وجود نيروی جوان فراوان که می توان از آن تعبير به نيروی کاری هدررفته کرد، می تواند در ايجاد اين دو مسئله يعنی عدالت اجتماعی و رفاه عمومی گامهای اساسی بردارد. اگر چه پيش شرط اصلی در اين زمينه همدلی و همراهی است. يک همراهی هفتاد ميليونی با دولت احمودی نژاد.

اگر چه خواست خود رئيس جمهور و کابينه نامعلومش و اطرافيانی که همواره به دنبال سهم خود هستند وتازه طعم شيرين قدرت را در دهانشان مزه کردند ، در تحقق اين امور جزو پيش شرط های اصلی می باشد.


سيد رسول اسلامي     لینک


سخنی با رئيس جمهور(سياسی - فرهنگی)

سلام آقای رئيس جمهور

امروز مراسم تحليف آقای احمدی نژاد رئيس جمهور جديد است.

اينکه ايشان با وعده عدالت اجتماعی توانسته به اين مقام و لباس دست يابد مسئله چندان ساده ای نيست.

ايشان بايد به ياد داشته باشند هر چه حکومت حالت قدسی تری داشته باشند ممکن است بيشتر مورد سوء استفاده قرار بگيرد يعنی کار دولت احمدی نژاد چندان هم ساده به نظر نمی رسد البته اگر رئيس جمهور بر وعده های خود - مبارزه با مفاسد دولتی - پايدار بماند.

فکر کنيد همواره در قرون گذشته چه عاملی دين را در سطح وسيعی تنزل داده و مورد تحريف قرار داده و روح اجتماعی و فردی آنرا به کلی تغيير داده است... مسلما پاسخ اين پرسش کلمه ای است به نام « قدرت »

اينکه می گويند دين و قدرت در يک اقليم نگنجند شايد علتش همين باشد... در مورد خود اسلام هم اگر تحقيق کنيم می بينيم اين نکته چندان بيراه نيست. فتواهای داده شده در حيطه اقتدارگرايی و افزون شدن قدرت در اکثر خلفای صدر اسلام نشان از اين امر دارد. به عنوان مثال در حکومت عثمان ... به حاشيه راندن مسلمانانی که نسبت به اسلام اولی بودند - قدرت يافتن دستگاه بنی اميه - راه يابی آقازاده ها در خلافت - قرار دادن حقوق های نابرابر در بيت المال  و تفسير نادرست از احکام اسلام و ... رخ داد. يا نگاهی به حکومت معاويه - که حتی حاضر نشد خليفه رسول الله بماند و خود را خليفه الله ناميد - و يا خلافت يزيد که امير المومنين بود و خلفای عباسی هم که جای خود دارد...

به هر ترتيب الان اذعان ميشود که آن خلفا جائر و ستمکار بوده اند و اين گواه تاريخ است. اما در زمان خلافت آن حاکمان نوع حکومتشان هرچند با سرکوب و خفقان همراه بود اما جائر و ستمکار نبود و حکومت اسلامی بود.

***************************************

اين نشان می دهد عملکرد دولت احمدی نژاد اگرچه ممکن است هم اکنون و در طول دوره رياست جمهوری اش کتمان يا بزرگنمايی شود اما تاريخ همواره شاهدی بر عملکرد واقعی ایشان خواهد بود و در زمان خودش چهره واقعی ايشان را نشان خواهد داد.

پس بهتر است آقای احمدی نژاد که در حال حاضر رئيس جمهور کل کشور ايران و جمعيت ۷۰ ميليونی آن است تاريخ را شاهدی بر اعمال و کردارش قرار دهد نه اطرافيانش را تا در آينده فرزندانمان تاريخ را در مورد ايشان اين گونه بخوانند:

« محمود احمدی نژاد ششمين رئيس جمهور ايران رودرروی فرصت طلبان قدرت که اطرافش را احاطه کرده بودند و می خواستند ايران اسلامی را به اسم عدالت اجتماعی چپاول کنند ايستاد و با همياری ملت ايران توانست اين شعار را که يادگار ماندگار مولی علی (ع) است پس از قرن ها تداعی کند.

او با ساده زيستی اش که همخوان با ديگر سياست دوستان نبود همراه با قشر ضعيف جامعه شد و شعار پيامبرگونه ساده زيستی حاکمان را پس از قرن ها تداعی کرد...

او نه خود را شخص دوم مملکت که خدمتگزار مردم می دانست و از اين رو روحيه برابری و برادری و دوست داشتن را که از ارکان اسلام هستند پاس داشت.

راه او و صراطش نشان داد که آنهايی که او را تروريست و متحجر و ... می خواندند چقدر اشتباه کرده اند اگر چه او در زمان خودش پاسخ اين اتهامات را با رئوفت و مهربانی داد.

يادش گرامی و راهش ادامه دار باد»

*  *  *

راستی آقای رئيس جمهور تاريخ را می خواهی چگونه برای خودت رقم بزنی...


سيد رسول اسلامي     لینک


صداقت خاتمی (سياسی)

خنده ها و گريه های صادقانه

سيد محمد خاتمی

سيد محمد خاتمی در دور اول رياست جمهوری خود با خنده آمد.

در دوردوم اما با گريه بر چشمان به سوی ساختمان رياست جمهوری رفت که می دانست زياد هستند کسانی که سنگ لای چرخ آزادی بگذارند.

و او اکنون می رود با لبی خندان و شادر ازهميشه که می داند در طول دوران رياست جمهوری «صداقت »حرف اول او بود و اين چيزی است که همه به آن اقرار دارند...

خسته نباشی...


سيد رسول اسلامي     لینک


روز ملی اصلاحات(سياسی)

دوم خرداد - روز ملی اصلاحات - تعطيل

پارسال به مناسبت سالگرد دوم خرداد در نشريه خودم در دانشگاه مطلبی بااين عنوان نوشتم.

قسمتهای کوچکی از آن در اين لحظات خداحافظی با رئيس جمهور - سيد محمد خاتمی - خالی از لطف نيست.

اگر مصدق استقلال و رهايی از چنگال استعمار را برای ايران به ارمغان آورد خاتمی آزادی و رهايی از چنگال استحمار را به ايرانيان هديه داد.

در دوران خاتمی دوست و دشمن او را تنها گذاشتند تا بار ديگر ثابت شود که « بزرگان تاريخ همواره تنها بوده اند».

...

منتظر باشيد

به زودی نشريه فريادسکوت در وبلاگ گذاشته می شود


سيد رسول اسلامي     لینک


آغاز راه

سلام

ازاينكه اينجا نشسته ام و شروع به نوشتن اين مطالب كرده ام خودم هم تعجب می كنم. همين چند روز پيش به يكی از دوستان گفتم اين وبلاگها اثر چندانی ند اره...  اما الان خودم شروع به اين كار كردم.

راستش با رفتن سيد محمد خاتمی ( اگرچه خودش گفته بايد ازقهرمان پرستی خودداری كنيم) كار همه اونهايی كه به مليت و مذهب خودشون اعتقاد دارند سخت تر از قبل ميشه.

علت هم اينه كه نبايد منتظر بمونيم تا يه خاتمی ديگه توی ايران ظهور كنه...

بايد خودمون شروع كنيم همراه با خاتمی (اگر يادتان باشد مراسم توديع خاتمی با عنوان سلام خاتمی برگزار شد) و بقيه...

در اين بين تعهد و احساس مسئوليت مهمتر ازهمه چيزه...تعهد نسبت به كشورمون ايران يا دينمون اسلام...

با توجه به گسترش دنيای مجازی و مجهزشدن كشور ما به اينترنت(اگر چه فيلترشده) يكی ازبهترين راه حلها می تواند وبلاگ باشد.اگر چه برای من به علت تازه وارد بودن خيلی سخت است .

منتظر كمك همه شما هستم...


سيد رسول اسلامي     لینک


سخن اول (سياسی)

با رفتن خاتمی می خواهيم دوباره شروع کنيم...

اين بار همراه با خاتمی...

من فرزند قلمم...

****

**

*


سيد رسول اسلامي     لینک