فريادسکوت ما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سید رسول اسلامی



نویسندگان
سید رسول اسلامی


آرشیو من
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤


لینک دوستان
عتیقه جات
مشعل (احمد اسلامي)
يادداشتهاي نه چندان خصوصي(هادي كحال زاده)
آذر (فريد مدرسي)
صميمانه تر(محمدجواد روح)
فرياد زير آب (امير گلشناس)
خدا پسر خدا(مهرداد اسدي)
فقط خدا(بنده خدا)
قدغن(م.م)
مشكات(صادق صدق گو)
اي ايران (علي سميعي زاده)
يادداشت های زيرزمينی(سارا ابراهيمی)
اوهام هفتگی(هفته نامه)
سايت رسمی صادق هدايت
وب نوشت(محمدعلی ابطحی)
عصر يخبندان (علی نيرومندپور
Parish و دگراندیشیهایش::::
نيروانای کوچک(رها و محمد)
کاشونيها
زمانی برای خاموشی
تسليم الهي
خوش انديشی
دست نوشته های يک دانشجو
۱۹۸۴
آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!
جريده
فرياد ناکام (سيامک قلی زاده)
من اشرف مخلوقات(هاله ميرزايی)
لبخندی از خدا(ستاره)
مفت خوری ممنوع!(منيژه غزنويان)
مجمع وبلاگ نويسان اصلاح طلب


آمار وبلاگ


خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  




ستاره‌داران متخلف...(سياسی)

ستاره‌داران متخلف...

گفتاری پیرامون جلوگیری از ثبت نام برخی دانشجویان

امسال ثبت نام دانشجویان جدید الورود رنگ و بویی دیگر داشت. در باور کسی نمی گنجید که برای ورود به محافل علمی هم همچون ادارات و ارگان‌های دولتی گزینش وجود داشته باشد. اما به نظر می‌آید دولت نهم که در سال گذشته سیاست خانه نشینی اساتید برجسته را پیشه خود کرد امسال این سیاست را به سوی دانشجویان نشانه رفته است.

دانشجویان کارشناسی ارشد پذیرفته شده در سال ۱۳۸۵ امسال نشانی از دولت نهم به یادگار به پاس سال‌ها تلاش و فعالیت سیاسی و فرهنگی دریافت کردند. ستاره‌هایی که ماهیت تشویقی نداشته و تنبیهی را در پی خود داشتند.

در کنار اسامی قبول‌شدگان امسال چهار گزینه قرار داده شده بود. مجاز به ثبت نام٬ یک ستاره٬ دو ستاره و سه ستاره... دانشجویان یک ستاره می‌توانستند با دادن تعهد نسبت به ثبت نام اقدام کنند. دانشجویان دو ستاره می‌بایست از مراجع ذیصلاح که همان مرکز گزینش دانشجویان وزارت علوم است تاییدیه می‌آوردند تا ثبت نام شوند و دانشجویان سه ستاره نیز راه بی‌حاصلی را پیموده بودند و اجازه برای ثبت نام و تحصیل نداشتند.

اما معیار این ستاره‌ها چه بود؟

اکثر دانشجویانی که مورد مهرورزی و عدالت‌محوری دولت نهم قرار گرفتند و نشان پرافتخار ستاره را دریافت کردند از فعالان دانشجویی در دور کارشناسی بوده‌اند. مدیر مسئول نشریات دانشجویی٬ عضویت در تشکل‌های دانشجویی و انجمن اسلامی و کانون‌های فرهنگی و یا شرکت در تجمعات و اعتراضات آنان٬ همه و همه از عوامل موثر در این کسب نشان بودند.

گویا دولت نهم فراموش کرده است که همواره از زمان تاسیس دانشگاه تهران تا امروز همواره دانشگاه‌ها مهم‌ترین پایگاه سیاسی در کشور بوده‌اند و همچنین اثرگذارترین آن.

این طور که به نظر می‌رسد دولت نهم تمام تلاش خود را برای از کار اندازی هویت سیاسی نهاد دانشگاه برداشته است و سعی می‌کند تا با ایجاد فضای رعب و وحشت به آنچه مدنظر دارد دست یابد.

اما آیا این راهکار می‌تواند به نتیجه برسد و آیا می‌تواند هویت و ماهیت دانشگاه و دانشجو را تغییر دهد٬ باید منتظر ماند و به نظاره نشست؟

کاش دولت نهم در راستای این اهداف خود این ستاره‌ها را بر روی دوش دانشجویان می‌چسباند تا بر همه آشکار شود که مخالفان نظام و حکومت چه کسانی هستند و بی سبب نیست که گفته‌اند:

« هر کس ستاره اش بیش٬ جرمش بیشتر»


سيد رسول اسلامي     لینک


۱۱سپتامبر٬ هولوکاستی دیگر(سياسی)

۱۱سپتامبر٬ هولوکاستی دیگر

آغازی دوباره برای جنگ‌های صلیبی...

قرن بیست و یکم به نظر آغازی دوباره برای جنگ‌های صلیبی است و جنگ مذهب‌ها در این قرن سرنوشت جهان را تعیین خواهد کرد. جهان در سال‌های آغازین قرن۲۱ نشان داده که زمینه کشت خوبی برای این‌گونه جنگ‌ها فراهم آمده است.

واقعه ۱۱سپتامبر و فروریختن برج‌های دوقلوی سازمان تجارت جهانی توسط سازمان القاعده به رهبری اسامه بن لادن سببی شد تا غرب به جنگ تروریست برود. اما واقعیت نشان می‌داد که غرب نه تروریست بلکه اسلام را نشان گرفته است که طالبان را نماینده حقیقی آن می نامیدند.

غرب به سرپرستی آمریکا با نشانه گرفتن افغانستان و بعد از آن عراق گام در جنگی گذاشت که نتیجه آن نه تنها پایان تروریست نبود بلکه آغازی بود برای مجادلاتی که به نام مذهب و میان اسلام و مسیحیت در گرفت و از همان زمان می‌شد بوی جنگ‌های صلیبی را استشمام کرد.

آیا می‌توان گفت بعد از دوره حاکمیت عقل‌گرایی در غرب و گرفتن اصالت حاکمیت کلیساها این‌بار سیاستمداران خود را در جایگاه حفظ مذهب قرار داده‌اند...

با تغییر قوه مجریه در ایران در سال۸۴ اما اتفاقات به گونه‌ای دیگر رقم خورد. ایران که در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی آرامش را در دیپلماسی خود تجربه کرده بود و توانسته بود جامعه جهانی را برای خروج خود از لیست کشورهای حامی تروریست قانع نماید٬ با اظهارات دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور جدید این بار در صف اول این لیست قرار گرفت.

«اسرائیل باید محو شود» و نفی هولوکاست شوکی بزرگ به غرب وارد کرد که در واقع غرب را نه در مقابل یک کشور که در مقابل یک دین قرار داد.

چاپ کاریکاتور پیامبر اسلام در روزنامه‌ای دانمارکی رودررویی را دو چندان کرد و اعتراض و تظاهرات مسلمانان را در پی داشت و از آن سو در ایران انسان‌هایی که دینی جز اسلام دارند حیوان خطاب شدند.

جنگ اسرائیل با حزب‌الله لبنان نیز در ادامه این روند قرار گرفت و از گوشه و کنار مطالبی پیرامون جنگ میان مسیحیت و یهودیت با اسلام شنیده شود. مطالبی که البته توسط بسیاری چون پاپ رهبر مذهبی مسیحیان کاتولیک با اعتراض مواجه شد.

اما اقدام چند روز گذشته پاپ و مطالبی که درباره پیامبر به زبان راند آتش را دوباره گسترده کرد. اگرچه بلافاصله پاپ تاسف خود را اعلام کرد اما آن اظهارات دلیلی بر آن بود که غرب و جامعه مذاهب امروز تنها به قرائتی خاص از اسلام که توسط طالبان و نظام‌های طالبانی هدایت می‌شود توجه دارد و آنها را نماینده اصیل اسلام می‌داند؛ مسئله‌ای که همواره مورد نقد بسیاری از اندیشمندان اسلامی نیز بوده است.

پاپ با اشاره به اصل جهاد و پیروزی با شمشیر به این واقعیت توجه نکرد که همواره ادیان دیگر در اسلام راستین مورد احترام و تکریم واقع شده‌اند.

از همین روست که شاید بتوان گفت جنگ‌های صلیبی دوباره در راه هستند و غرب به نمایندگی از جامعه مسیحیت به دنبال مقابله با اسلام است.

نیم قرن پیش غرب با اتکا به «هولوکاست» به مقابله با نازیسم رفت و توانست نازیسم را به رهبری هیتلر سرکوب کند. و امروز غرب با اتکا بر «۱سپتامبر» به مقابله با طالبانیسم(اسلامیسم) آمده تا بتواند آن‌را سرکوب کند.

آن روز هولوکاست ابهامی بزرگ در تاریخ ایجاد کرد و امروز نیز به نظر ۱۱سپتامبر هولوکاستی دیگر در تاریخ جهان است. اما این سوال پاسخ داده نمی‌شود که آیا همانطور که هولوکاست منجر به نابودی نازیسم شد٬ ۱۱سپتامبر می‌تواند منجر به شکست اسلام‌خواهان شود؟


سيد رسول اسلامي     لینک


آفتاب شرق غروب کرد!(سياسی)

آفتاب  غروب کرد!

۱- آن زمان که در مسلخ گاه ریاست جمهوری روزنامه شرق در ویژه نامه ای در روز قبل از سه تیرماه از خنجر فاشیست سخن گفت و همگان را به مقابله دعوت می کرد باور نمی شد کرد که روزی خود قربانی این خنجر شود. به راستی گناه شرق و شرقیان چه بود جز آنچه محمدجواد روح از نویسندگان روزنامه به زبان آورده است: «اصلاح طلبی بد جرمی است؟!»

۲- می گویند یکی از علائم ظهور طلوع خورشید از غرب و غروب آن در شرق است. شاید بی دلیل بوده این توقیف در روزهایی که نیمه شعبان را جشن می گیریم و منتظران از انتظار و فرج و ظهور سخن می گویند.

این گونه بهتر می توان گفت که زمینه ای دیگر هم برای ظهور فراهم شده که خورشید شرق نیز غروب کرد. مداحان و متملقان چه زیبا سخن می گویند که اصلاح طلبان همان دشمنان او هستند و این غروب را دلیلی بر ادعای خود خواهند آورد...(باید به انتظار نشست و مداحی سرایی قلم زنانی چون فاطمه رجبی را در پی این غروب شنید. همان ها که ز معجزه هزاره سوم سخن گفته اند.)

۳- امروز دکه های روزنامه فروشی گویا روز دیگری داشتند...روزی غریب که سال ها تجربه نکرده بودند. از خود آنها که بپرسید خواهند گفت که در میان تمام مطبوعات ایران کدام مطبوعه مشتریان پر و پا قرص تری دارد. بعضی روزها که شرق ویژه نامه داشت یا بعضی از تیتر یک های شرق سبب می شد تا هر چقدر هم عجله می کردی باز هم از خرید روزنامه بی نصیب می شدی چرا که عده ای زرنگ تر بوده و گوی سبقت را برای خرید شرق ربوده بودند...

شاید بعد از فضای سال های ۷۸ و ۷۹ که روزنامه های اصلاح طلب توقیف فله ای شدند٬ کمتر روزنامه ای تا این حد تواسته اثرگذار باشد و نماد واقعی یک چشم بیدار برای جامعه... در آن سال ها همه روزنامه نگار و روزنامه خوان بودند اما امروز در شرایطی که همه سیاست زده شده اند٬ وجود شرق غنیمتی بود...

۴-  بعد از پیروزی اصلاح طلبان در خرداد۷۶ ناگهان فضای ژرونالیستی کشور به شدت تحت تاثیر قرار گرفت. ناگهان روزنامه های بسیاری متولد شدند و توقیف روزنامه سلام در آن برهه مه منجر به وقوع واقعه «کوی دانشگاه» شد٬ عزم همه را جزم کرد تا از حریم مطبوعات دفاع کنند. اما سال۷۹ فضای دیگری را رقم زد. مطبوعات اصلاح طلب تحت عنوان «زنجیره ای» توقیف شدند. چند سال طول کشید تا در سال۸۲ شرق از بطن همان روزنامه نگاران جسوری که حتی زندان را نیز برای جمهوری تجربه کرده بودند متولد شد.

این تولد تفاوتی چشمگیر با روزنامه های سابق داشت و تریبونی بود برای بسیاری. از حبیب الله عسگراولادی تا ابراهیم یزدی و از موتلفه تا نهضت آزادی و ملی- مذهبی ها. از مقالات دکتر ولایتی و علی مطهری که روایتی نقادانه از اصلاحات دارند تا مقالات دکتر معین و سعید حجاریان. و همین تفاوت سبب شده بود تا شرق در سبد روزانه بسیاری از چپ تا راست قرار گیرد.

۵- روزنامه شرق یک تفاوت اساسی با دیگر روزنامه ها داشت و آن تحلیل های جامع و کاملی بود که از وقایع سیاسی روز در اختیار خوانندگان قرار می داد. نظیر چنین روزنامه ای در میان روزنامه های کنونی وجود نداشت. به همین علت آنانی که «روزنامه خوان» هستند و از سیر تا پیاز یک روزنامه را مطالعه می کنند٬ بهترین گزینه را برای خود شرق می دانستند که می توانستند این گونه اطلاعات بسیاری را به سوی ذهن خود روانه کنند.

۶-  آفتاب شرق غروب کرد اما امید می رود این غروب به یک کسوف تعبیر شود و از فردایی دیگر باز این آفتاب بر آگاهی خواهان بتابد و خورسیدش طلوع کند. این انتظار اگرچه از دولت کنونی چندان منطقی نیست و جایی در میان صد هزار انتظاری که از طریق نامه به دست رئیس جمهور می رسد و او برای تمام آن ها وقت می گذارد٬ ندارد؛ اما چاره ای دیگر نیز وجود ندارد... باید به انتظار نشست تا دید آیا باز هم می توان شرق خواند یا اینکه...

آخرين شماره منتشر شده روزنامه شرق در 20شهريور1385

 


سيد رسول اسلامي     لینک


انتظاری دیگر...(سياسی-ادبی)

انتظاری دیگر...

آفتاب قصه هايم، 

امشب، مثل هر شب دلم به سويت پر مي كشد..

به هواي ديدن روي مهربانت، لمس كردن دستان مسرورت، و به هواي بوسيدن گونه هاي گرمت ،

من ، امشب به خاطر جشن تولدت دل خاموشم را چراغاني كرده ام...

                      مي خواهم امشب از با تو بودنم بگويم...

مهدي جان، 

امشب براي من مثل هر شب است..مثل هر شب مهتاب به تو سلام می کند.!.

مثل هر شب ستارگان موهای پریشانت را آذین بسته اند.!.

 

            و امشب ، مثل هر شب به خيابان رفتم..

                                   اما خيابانها مثل هميشه نبود..

                                                          انگار جشني برپا بود..

                                                                    به اين سو و آنسو رفتم..

گروهي شربت و شيريني مي دادند و گروهي با لبخندي مليح(لبخندي كه به چهره هاي هميشه خشمگينشان رنگ تازه اي بخشيده بود!!!) به سويم آمدند و ميلادت را تبريك گفته، و شربتي دادند و گفتند: « امشب شب مهدي است ، به يادش صلواتي بفرست!!!»

انگار نمي دانستند كه من و تو با دوستانمان« شكست خورده هاي تاريخ» ، شمع هاي تولدت را فوت كرديم و كيك تولدت را خورديم..

مهدي ، اي هميشه مهربانم!

 در شهر سنگي من ، همه  بودند به جز تو..

 از شهر زر و زور و تزوير فرار كرده ام و به خانه ي دلم آمده ام، امشب مثل هر شب در قلب پاره ام جشني برپاست..

مي دانم كه امشب نيز ، مثل هر شب، به خلوتگاهم مي آيي و نوراني ام مي كني..

مهدي، اي مهد خوبيها!

نمي دانم چرا انتظارت را مي كشند،  آخر تو هميشه بودي و خواهي بود..

اي عزيزترينم..

به آنها بگو كه خودشان تو را نمي بينند، نه اينكه تو نباشي ..

به آنها بگو كه تو آنقدر پاك و زلالي كه شهر ناپاكان جايگاه تو نيست..

به آنها بگو كه تو را با ظلم و بيداد چه كار..

اي گل هميشه بهارم!

اگر منتظرينت ، ظالمان و ياورانشان اند ، بگذار همیشه منتظر بمانند..

تو هميشه در قلب مظلوماني..

اگر براي شهر ظلمت ، خورشيدي در پشت ابرهايي..پس همانجا بمان..

تو براي شهر زيباي آزادي ، خورشيد هميشه تاباني ...

     

                                  

 

                   من و ما  از با تو بودن مسروریم..

 

                                                                           مهدي جانم، تولدت مبارك

نوشته ی محبوبه(دختری از دیار باران)

 

 

 

 

 

 

 


سيد رسول اسلامي     لینک


و باز هم ولايت فقيه...(سياسی)

و باز هم ولایت فقیه...

عمر ولایت فقیه چندان طولانی نیست و از تئوری پردازی آن توسط آیت الله خمینی(ره) در سال های تبعید از ایران که بگذریم٬ عمر اجرایی شدن آن با عمر جمهوری اسلامی ایران برابر است. اگرچه سال ها قبل از آن مراجع بزرگ چون میرزای شیرازی و شیخ انصاری خود را «نماینده ملت» می نامیدند و شاه را «نماینده دولت» می دانستند٬ اما با تئوری ولایت فقیه امام ٬ نماینده ملت و دولت هر دو در یک قامت قرار گرفتند.

بعد از پیروزی انقلاب ایران در بهمن۱۳۵۷ و بعد از آن هنگام تنظیم و تصویب قانون اساسی به صراحت نام «ولایت فقیه» در قانون آمد و به تبع آن پذیرفتن تابعیت ایران با پذیرش التزام به این اصل همراه شد.

تا زمان حضور امام در این منصب کسی نقدی یا تعارضی در این اصل نمی دید و بعد از رحلت امام٬ به تدریج نقدها بر اصل پنجم قانون اساسی آغاز گردید و عده ای اصل آن را و عده ای دیگر نحوه انتخاب آن را مورد چالش قرار دادند.

در این گذرا قصد بر نقد ولایت فقیه نیست و با پذیرش التزام به قانون اساسی آنچه می آید نقدی است بر جریاناتی که اخیرا عده ای با تکیه بر قدرت و دولت بر آن دامن می زنند؛ جریاناتی که تنها یک هدف را مدنظر قرار داده و آن به چالش کشیدن جمهوریت نظام و تقدس قائل شدن و الهی کردن ولایت فقیه است.

حجت الاسلام سعیدی٬ نماینده ولی فقیه در سپاه در سیزدهمین دوره بصیرت فرماندهان و مدیران عالی سپاه نقش خبرگان را تعیین و معرفی مصداق ولی فقیه معرفی کرده و نه نصب او و علت را هم منشا الهی داشتن ولایت در همه عرصه ها دانسته است.

اما نص صریح قانون اساسی چیزی جز این را بیان می کند. اصل یکصدوهفتم تعیین رهبر را بر عهده خبرگان منتخب مردم می داند. حال این «تعیین رهبر» تعیین و معرفی مصداق ولی فقیه است یا نصب او؟ پاسخ اول می تواند الهی و آسمانی بودن ولایت فقیه را تایید کند و اما پاسخ دوم بر مردمی و زمینی بودن تاکید می کند.

برای رسیدن به پاسخ اصلی کافیست نگاهی بر اصل یکصدویازدهم قانون اساسی بیندازیم: «هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصدونهم گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است٬ از مقام خود برکنار می شود. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصدوهشتم می باشد.

در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر٬ خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند...»

تاملی در این اصل نشان می دهد که خبرگان می توانند نسبت به عزل رهبری اقدام نمایند و در نتیجه عزل رهبری امری آسمانی نیست و منشا الهی ندارد.

چگونه است که نصب رهبری منشا الهی داشته باشد و عزل او اما این گونه نباشد؟...

اگرچه دشمنان جمهوریت نظام و آنان که قدرت خود را در الهی دانستن منشا ولایت می دانند٬ باز هم دلیلی بر این برهان خواهند آورد٬ اما کدام عقل سلیمی است که باور کند نصبی الهی و عزلی زمینی را...

(باز هم قابل ذکر است این مکتوب با پدیرش التزام به قانون اساسی نگاشته شده و اعتقاد نگارنده بر اصل ولایت فقیه می تواند به گونه ای دیگر باشد.)


سيد رسول اسلامي     لینک


کمی با بهار کوير(ادبی و سياسی)

کمی با بهار کوير

دلم برایت تنگ شده است...

تو که بودی ، همین بودنت آرامش بخش بود...

همیشه با خودم می گفتم کسی هست که به من لبخند بزند و در دلش حرف ناگفته ام را تصدیق کند...

اما آه.. دیگر نیستی...

هر روز در همه جا به دنبال لبخند ملیحت می گردم..اما دیگر نیست...

بارانی در کویر بودی و بر من باریدی و مرا سر زنده کردی..

و من..

من که خواب آلوده بودم، بیدار شدم ..

و تو..

تو دست مرا گرفتی و با هم زیر باران قدم زدیم..

یاد می آورم روزی را که با هم بودیم ، از کوچه ای گذشتیم پر از سیاهی ها ، تو به من گفتی من با تو و دوستانمان این سیاهی ها را خواهیم شست .و سیاهی ها سفید خواهد شد....

ناگهان برقی زد و نامردان که دوست نداشتند ما با هم باشیم ، همانهایی که بیداریم خوابشان را آشفته می کرد احاطه ام کردند؛ اما تو با من بودی...

ای مظهر خوبی ...

 دستانم هنوز بوی عبایت را گرفته است، عبایی که تو آن را برای نجات من بر دوش داشتی!!!

هنوز آغوشم گرمای تو را دارد و گونه های سردم به یاد دستهای گرمت آرامند..

اما حالا چه...

دیشب از خواب پریدم ...

دلم هوس باران کرده بود ...

از خانه ی سنگی ام گریختم به حال و هوای باران...

اما....

تو نبودی و باران نمی بارید...

به سوی کوچه ی سیاهی شتافتم..

کوچه دیگر سیاه نبود... کوچه سیاه و سفید شده بود..

به سوی سفیدی کوچه شتافتم ... با تمام وجود نفس کشیدم ، هنوز بوی تو را می داد..اما تو نبودی..

سمند قصه هایم..

من خسته ام اما امیدوار ..

من هر روز به دوباره آمدنت و دوباره دیدنت امید وار تر می شوم..

من همه ی پستی بلندی ها را خواهم پیمود برای به تو رسیدن.. و دوباره با تو قدم زدن در زیر باران..

زیر باران مهر...

باران دوستی ..

در سرزمین آباد و زیبای آزادی...

من از همان روزی که رفتی با دوستانم همراه با نسیم صبر ، با کوله باری محکمتر، از ایمان ، به سوی صعود به قله ی با تو به آزادی رسیدن شتافتیم..

گفتم دوستانم.. یاد دارم که گفتی : نگو دوستانم، بگو دوستانمان..

همان زجر کشیده های همیشه ی تاریخ..

همان هایی که خداوند به آنها قول ارث به آنها داده است..

یادت است که وقتی امیدم را از دست داده بودم و گفتم پس چرا خدا به قولش وفادار نیست، به من گفتی خدا به طمعکارها کاری ندارد..

آری خدا هیچگاه نمی میرد تا ارثی به جا گذارد..

آری خدا آزادی را در آبادی ای سبز به ما هدیه خواهد داد..

و این زیبا ترین هدیه ی تاریخ خواهد بود..

به امید رسیدن به آن روز همیشه در تکاپو هستم و هستیم...

آزادی منتظرمان باش...

قهرمان آزادی منتظرت هستیم...

 

          نوشته شده توسط محبوبه موحد                                                      

   دختری از تبار باران http://www.shandel2006.blogfa.com/ 

                                                                              

سيد رسول اسلامي     لینک


هفته دولت٬ دولت نهم و شهيد رجايی(سياسی)

هفته دولت٬ دولت نهم و شهید رجایی

هفته دولت را پشت سر می گذاریم و این در حالی است که دولت نهم یک سال پیش در اختیار دکتر احمدی نژاد قرار رفت و همگان می دانند که شعار حامیان ایشان در ایام انتخابات سال گذشته «رجایی دیگر» بود.

در جریان انفجار دفتر نخست وزیری در اوایل انقلاب سخن بسیار است و ابهامات فراتر از آن٬ اما مهم در مقطع کنونی بیان چند نکته است :

۱- ریاست جمهوری شهید رجایی که در سال ۱۳۶۰ و بعد از خلع دکتر بنی صدر از سمت ریاست جمهوری به این مقام دست یافت٬ آنچنان پردوام نبود که بتوانیم به یک الگوی حکومتی برسیم و از این جهت است که شاید بهتر باشد معیار را وسیعتر قرار دهیم.

۲- آنچه تمام دولت ها در جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون منهای دولت موقت که ۲۸۵ روز دوام داشت٬ چندان به آن توجه نکرده اند رابطه میان دولت و مردم است. حقی که دولت بر مردم دارد در این ایام بارها ایفا شده و در جریان هایی چون جنگ تحمیلی و دفاع از آرمان های انقلاب نقشی شگرف و غیرقابل باور داشته اند. چندان بیراه نیست اگر بگوییم در بسیاری از مواقع حضور در صحنه مردم چه در انتخابات و چه در راه پیمایی ها و امور دیگر صحتی بوده بر تایید جمهوری اسلامی و این باور باید برای مسئولین و دولتیان به وجود آید که مردم ولی نعمتان حقیقی آنها هستند. اما سخن این است که حق مردم بر دولت در این سال های طولانی چندان مورد توجه واقع نشده و دولتیان به اقتضای طبع سیاسی که دارند٬ مردم را قربانی خود کرده اند. گرانی ها٬ تورم٬ عدم وجود آزادی لازم٬ برای انتقاد شدیدتر شدن فاصله طبقاتی و سیاسی و... همه و همه چندان مورد توجه واقع نشده اند.

۳- شعار «رجایی دیگر» که در اوان انتخابات از زبان حامیان دکتر احمدی نژاد به گوش می رسید و بعد از انتخابات هم البته همانند دیگر شعارهای ایشان از یادها رفت٬ در همان زمان مورد اعتراض همسر شهید رجایی واقع شد که از اسم ایشان استفاده ابزاری نشود. اما به راستی حامیان دکتر احمدی نژاد و رهبران تبلیغاتی ایشان به خوبی می دانستند که بر چه نامی دست بگذارند...

۴- در حالی هفته دولت را پشت سر می گذاریم که متاسفانه مهم ترین وظیفه دولت نهم که عمل به قانون اساسی است چندان مورد توجه واقع نشده است. بسیاری از اصول قانون اساسی از همان زمان تصویب این قانون تا امروز فراموش شده اند و دولت نهم که به زعم خود٬ یک دولت انقلابی است٬ باید بیش از پیش در عمل به قانون اساسی اهتمام داشته باشند.


سيد رسول اسلامي     لینک