فريادسکوت ما

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

سید رسول اسلامی



نویسندگان
سید رسول اسلامی


آرشیو من
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آبان ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤


لینک دوستان
عتیقه جات
مشعل (احمد اسلامي)
يادداشتهاي نه چندان خصوصي(هادي كحال زاده)
آذر (فريد مدرسي)
صميمانه تر(محمدجواد روح)
فرياد زير آب (امير گلشناس)
خدا پسر خدا(مهرداد اسدي)
فقط خدا(بنده خدا)
قدغن(م.م)
مشكات(صادق صدق گو)
اي ايران (علي سميعي زاده)
يادداشت های زيرزمينی(سارا ابراهيمی)
اوهام هفتگی(هفته نامه)
سايت رسمی صادق هدايت
وب نوشت(محمدعلی ابطحی)
عصر يخبندان (علی نيرومندپور
Parish و دگراندیشیهایش::::
نيروانای کوچک(رها و محمد)
کاشونيها
زمانی برای خاموشی
تسليم الهي
خوش انديشی
دست نوشته های يک دانشجو
۱۹۸۴
آه ... اگر آزادي سرودي ميخواند!
جريده
فرياد ناکام (سيامک قلی زاده)
من اشرف مخلوقات(هاله ميرزايی)
لبخندی از خدا(ستاره)
مفت خوری ممنوع!(منيژه غزنويان)
مجمع وبلاگ نويسان اصلاح طلب


آمار وبلاگ


خروجی وبلاگ
  RSS 2.0  




فريادم را می شنوی؟(فرهنگی)

فريادم را می‌شنوی؟

برای خدایم...

گوش کن دوست من..

آرام گوش کن..

آرام با دستهای گرمت قلب ساکتم را لمس کن و با چشمهای مهربانت به چشمهای خسته ام خیره شو..

می خواهم قلبم به هیاهو افتد و لبانم مهر سکوت را بشکند و اشکهایم غبار را از چشمهایم بزداید...

آه خدای من..

مرا هر لحظه از جام وجودت سر مست کن.. وبگذار با هوای نفست ، جانی دوباره بگیرم.

بهار لحظه هایم..

گوش کن..

فریادی از سکوت سر داده ام.

فریادی که هر لحظه ام را سرشار از عشق می کند.

فریادی که از ازل تا ابد با من است.

فریادی که از آن من است ...

گوش کن ...این منم که فریاد می زنم:

من فریادم، و سکوتم فریادم ...

فریادی از سکوتم که می خواهم  نیایشت کنم..

فریادی از سکوتم که می خواهم از تو بخواهم..

فریادی از سکوتم که می خواهم خواهش مرا مثل همیشه در قلبت بسپاری...

خدایا ، بزرگوارا ،

سجده گذارمت ، که نعمت زندگی به من بخشیدی ، و به من عقل و قلب دادی ، تا هر گاه خواستم (نه) بگویم و باز به سویت پر بکشم..

سجده گذارمت ، که همیشه پذیرایم بودی ، و هر لحظه مرا با نگاهت زیرو رو کردی..

سجده گذارمت ، که مرا با خنده و گریه آشنا کردی و به خنده هایم از شادی گریستی و به گریه های بچگانه ام خندیدی...

 سجده گذارمت، چون دوستت دارم، چه کسی به جز تو معنی دوست داشتن را می داند؟! پس باز هم سجده گذارمت..

 

خدایا ، ای بخشنده ی مهربانم.

از تو می خواهم که نعمت خواستن را از من نگیری ..

از تو می خواهم که نعمت بودن ، بودن اما بردبار بودن را از من نگیری..

از تو می خواهم که نعمت (نه) گفتن را از من نگیری و تو ای خدای من ، مرا از آغوشت بی نیاز نکن..

از تو می خواهم هر آنچه که می خواهی را از آن من کنی، و سر خوشم چون ایمان دارم که تو همیشه بهترین ها را برایم خواستاری..

خدایا ، خدایا ، خدایا ،

مرا هر چه بیشتر با درد آشنا کن ، خدایا بگذار تازیانه ی روزگار تنم را هر چه بیشتر کبود کند،  خدایا بگذار که خدا دارن بی خدا مرا هر چه بیشتر بی خدا بدانند، و تو ای خدای خدایان بگذار از تنم کبریت بسازند..

 

اما ، عاجزانه از تو خواستارم ، هنگامی که اشکهای همچون مرواریدم بر چهره ام جاری می شود ، و گونه هایم گرم و وجودم عاری از هر گونه غم و کینه می شود،  بودنت را از من نگیر؛ چرا که من و قلب شکسته ام ؛ من و خلوت شبهایم به آن نیاز داریم... نیازی که از وجود خاکی ام سرچشمه می گیرد.

خدایا..

(يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد، نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
وخطي ننويسم كه آزار دهد كسي را!
يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر، وجواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم!
*يادم باشد بايد فریادی داشته باشم از جنس سکوت(!!) و براي سياهي ها نور بپاشم!
يادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگيرم و از آسمان، درسِ پـاك زيستن!
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست!
يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند!
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان!
يادم باشد زندگي را دوست دارم!
يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم!
يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد!
يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم!
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود!
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم!
و يادم باشد زنده ام..! )

 نگارش: محبوبه موحد


سید رسول اسلامی     لینک