می شود و می توانيم؟! (ويژه نامه نقد عملکرد دولت نهم - سخن سوم)

می شود و می توانيم؟!

ويژه نامه نقد عملکرد يک ساله دولت دکتر احمدی نژاد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سخن سوم

نظاميان لباسهايشان را آويزان کردند

انتخابات دوره نهم بستر حوادث و رخدادهای بسياری بود که در عمر نظام ۲۷ساله جمهوری اسلامی کم سابقه و به تعبيری بی سابقه بوده است...

يکی از اين رخدادها حضور نظاميان در انتخابات بود که مورد واکاوی بسياری از منتقدين قرار گرفت. آنها با استناد به سخنان امام خمينی(ره) که نظاميان را از حضور در عرصه سياسی منع می کرد عتاب کرده و حضور نظاميان را در عرصه انتخابات و رای آوردن احتمالی يکی از کانديداهای نظامی را به مثابه کودتايی در بستر دموکراسی می دانستند - کودتايی خفته - که از طريق آن نظاميان به سوی مناصب دولتی هجوم آورده و اين هجمه باعث می شود تا نظام به سوی خشونت که ذات وطبع نظامی گری است پيش رود.

انتخابات برگزار شد و از قضا دکتر محمود احمدی نژاد کانديدای مورد حمايت بخشی از نظاميان با قدرت نفوذ بالا پيروز انتخابات شد و کار خود را در حالی آغاز کرد که بسياری از سياسی ها خطر فاشيسم را گوشزد کرده بودند.

بعد از تحويل دولت و تشکيل کابينه چندی طول نکشيد تا تغييرات گسترده آغاز شود و در اين بين بسياری از نظاميان لباس را تن به در کرده و گام در راه دولتمردی نهادند. نگاهی به مديران ارشد و ميانی کنونی دولت حاکی از وجود بسياری از نظاميان و به تعبير بهتر سپاهيان در دولت دکتر احمدی نژاد است. عمده فرمانداران جای خود را به کسانی دادند که سابقه نظامی و امنيتی را همراه خود يدک می کشيدند. تعيين سردار ذوالقدر از مقامات ارشد سپاه به عنوان قائم مقام وزارت کشور که وزيرش خود سابقه ای اطلاعاتی دارد گويای اين مطلب و تاييدی بر آن می باشد.

امروز نظاميان و در راس آن سپاهيان چيزی بيش از آنچه تاکنون به دست آورده اند طلب می کنند و اين همان است که جريان های سياسی کشور از آن تعبير به «جريان سوم» می کنند . و اين جريان از پشتوانه ای دينی نيز برخوردار است که می توان ريشه آن را در قم يافت.

نظاميان لباس خود را کندند و اکنون «رجل سياسي» خوانده می شوند و عده ای وزير و عده ای مدير و عده ای فرماندار و استاندار شدند و کوچکترها هم به کارشناس قناعت کردند تا انديشه مضطرب دگرانديشان و اصلاح گرها - چيزی فراتر از اصلاح طلب ها - پريشان تر گردد.

و هنوز منشور ما همان سخن امام راحل(ره) است که با درايت خود نظاميان را از حضور در عرصه پرمخاطره سياست برحذر می داشت و می دانست در عرصه سياست با پشتوانه و انديشه ای نظامی و خشک و خشن بيشترين لطمه را مردم و کسانی خواهند خورد که بخواهند جرعه ای از کيميای مخالفت بنوشند...

در اين منظر اگر عدم سوابق مديريتی و کارآمدی اضافه شود چاره ای جز «موعود» که در انديشه ايرانيان «تسکينی التيام بخش» است نخواهد بود... اگرچه باور ما بر اين است که راهی فراتر از اين می طلبد. راهی بر پايه های آگاهی!

 

 

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
الاله

سلام ممنون که به من سر زدی بابا بی خيال سياست ممنون بالينک چطوری؟ يا علی

ریحانه

سلام به تو ای عزیز واقعا خوب می نویسی در این زمینه موفق باشی من هر 2روزبه بعد آپ می کنم اگه دوست داشتی به من سر بزن ولی ان شا الله از هفته بعد . اگه شما زحمت بکشید به من تو این 2و3 روز سر بزنی.چون من در این پستم می خوام از شما عزیزان که یک اسم خوب برای وبلاگ من انتخاب کنید (از دوست داشتن و عشق) چون دیگه از هر چی نامردی و...خسته شدم. با سپاس فراوان(اوووووو بابا با ادب کشتی ما رو) فدات ریحانه. راستی با تبادل لینک چطوری؟؟(راستی شاید من تو رو تو لینکم گذاشته باشم) زیادی زر زدم قربونت ریحانه(ولی نه همون فدات ریحانه جووووووووون)

محبوبه

نظاميان چه با لباس و چه بدون لباس باز هم نظامی اند.!. شايد با اين دروغ (لباس ندارند)آرامش يابند........