انقلابی ها - ویژه نامه اینترنتی انقلاب۵۷ (شماره دوازدهم)

فرزندانی که انقلاب را خوردند؟!

یادداشتی پیرامون آنها که انقلاب را ندیدند اما ادعای مالکیت دارند

2wozp6w.jpg

همواره و در طوال تاریخ خیر و شر و یا حق و باطل همچون خوب و بد در مقابل یکدیگر قرار  داشته‌اند. در قصه پر فراز و نشیب هر انقلابی نیز این فرضیه همچنان صادق است. اگر فرزندانی هستند که با شکل‌گیری انقلاب خورده می‌شوند٬ ما به ازای آن فرزندانی دیگر نیز وجود دارند که بدون داشتن هیچ سهمی در انقلابی داعیه‌ای بزرگ دارند و برای رسیدن به آنچه می‌خواهند حتی در خوردن انقلاب نیز کوتاهی نمی‌کنند. از این‌روست که در مقابل بررسی «فرزندانی که انقلاب خورد؟!» کنار گذاشتن موضوع «فرزندانی که انقلاب را خوردند؟!» به نوعی ناتمام گذاشتن این قصه است.

با بررسی مسائل مربوط که خانواده‌ها٬ یکی از اموری که ریشه پیوندها و ارتباطات خانوادگی را می‌خشکاند و کیان خانواده را به چالش می‌کشاند٬ مسئله «وراثت» است. و هستند وراثی که به سهم اندک خود راضی نبوده و با هزار و یک کلک و رندی سهم دیگران کمتر کرده و به سهم خود اضافه می‌کنند. و در این میان شاید آنچه اهمیت ندارد٬ متوفی است.

در انقلاب نیز همین امر هویداست. هر انقلابی با زاویه‌دار شدن اهداف و آرمان‌هایش میراث‌خوارانی می‌یابد که بدون داشتن سهمی در شکل‌گیری و نگهداری آن امروز ادعای مالکیت کل آن را دارند و اندک سهمی نیز برای دیگران قائل نمی‌شوند. میراث‌خوارانی که مسلما بی‌اهمیت‌ترین موضوع برایشان خود انقلاب بوده و به راحتی برای نیل به اهداف‌شان انقلاب را می‌خورند.

یکی از موضوعات مهم آسیب‌شناسی رفتارهای انقلابی نیز همین موضوع است و بسیاری با فرارسیدن این گونه رفتارها٬ نسبت به انقلاب بدبین گشته و نفس آن را زیر سوال می‌برند و به روزهایی فکر می‌کنند که «انقلابی» بودند و امروز حتی نمی‌خواهند از انقلاب بشنوند.

و در این میان چاره چیست جز وحدت و همراهی آنهایی که می‌دانند نفس انقلاب در آن ایام مطمئنه بوده و اگر امروز «نفس اماره» قالب است باید ایستادگی کرد...

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کورش

درود بر شما.نظری در باب مطلبم نداديد.بگذريم.در مورد انقلاب و نفس آن صحبت کرديد به نظر من نفس انقلاب در آن موقع اشتباه بود.همين طور انقلابيون هم چهره هايی بودند که امروز به آنها می نگريم نا موجه هستند.بسياری راه برای اصلاح از درون نظام بسته را پيش گرفتند در عين مبارزه ی سخت و گروهی انقلاب را چنانکه در سرزمين های ديگر رخ داده بود آرمان می دانستند که در بين گروه های چپ گرا نمود داشتند.به نظر من تفکرات شريعتی هم درواقع چپ در لباس اسلام بود.چپ در آن زمان بسيار برای ايران بد بود نه تنها به خاطر نفس چپ بلکه به خاطر اينکه سردمداران گروه های چپ گرا نوچه ی شوروی بودند.افرادی که راه اول يعنی اصلاحات و مبارزه را پيش گرفتند اکثرا افراد ملی و وطن پرست بودند نظير دکتر ناتل خانلری و فرونزانفر در عرصه ی فرهنگ و بختيار ها و ملی ها در عرصه ی سياسی.اسلام گرا ها نيز ژايگاهی برای خود ساخته بودند که در واقع ائدئولوگشان شريعتی بود و اگر شريعتی نبود فکر نمی کنم آنها از تروريسم نواب فراتر می رفتند

فريدون ضرغامي

آمد دهه ی فجر وگرفار فجوريم در طلمت جهليم و غضب کرده نوريم آوخ به کحا شد هدف حون شهيدان ميراث خور زبده کفن پوش صبوريم

بهزاد

ممنونم که به من سر زدید ... اینکه صحبت از توده‌ها کردم نه به خاطر ماهیت "یکی برای همه ، همه برای یکی" آنها بوده ، نه دانش سیاسی نسبتا بالای آنها در مقام مقایسه با احزاب آن موقع ایران و نه پدربزرگی که طناب دار نفسش را روزهای همین انقلاب خاکستری گرفت ... گفتم که شاید اشاره‌ای به این سلحشوران انقلابی خفته در ردیفهای بی‌نام بهشت زهرا شده باشد . شاد باشید

احسان

سلام ممنون که سر زدی خب حرفات حقيقته و دردناک البته شايد موجب بعضی سوء تفاهمات بشه برای خواننده و اگه مستقيما اسم بياری شايد بهتر باشد

بهاره

سلام خوبين؟ ممنون از اومدنتون خيلی خوشحال شدم شمام قلم زيبايی دارين بای

هادی

سلام دوست عزيز مثل هميشه عاليست

منصوره

به مسائل جالب و قابل توجهی اشاره می کنی پايدار باشی

آرش شواتير

سلام دوست عزيز و مبارز من مطالبت را خواندم برايم جالب بود و در مورد حجاب زن ايرانی حق دارد حجاب و نوع پوشش خود را انتخاب کند ديگر وقت ان رسيده که زن پارسی بپا خيزد آرش شواتير

سها

دلم تنگ است .. دلم می سوزد از باغی که می سوزد