فضای باز سياسی؛ واژه ای غريب در ایران(سياسی)

فضای باز سياسی؛ واژه ای غريب در ایران

فضای باز سیاسی واژه غریبی نیست... اکثر جوامع پیشرفته و صنعتی و به تعبیر بهتر جهان اولی رشد  و توسعه خود را از این واژه آغاز کرده اند. امروز زیر بنای توسعه سیاسی فضای باز سیاسی است و در حالی از توسعه سیاسی سخن گفته می شود که توسعه فرهنگی٬ اقتصادی و اجتماعی در کنار آن حضوری ثابت و پایسته دارند.

اما در ایران چگونه بوده است؟

می توان ادعا کرد که فضای باز سیاسی در ایران از زمان مشروطه آغاز شد. مشروطه ای که به زودی صدمین سال آن جشن گرفته می شود. اما در طول این صد سال فراز و نشیب های بسیاری بر فضای ایران حاکم گشت تا روند فضای باز سیاسی نیز در این فضا٬ فراز و نشیب را تجربه کند.

به رغم سن و سال کم فضای باز سیاسی در ایران می توان از سه دوره تاریخی یاد کرد که در آن حضور و نقش پررنگ تری داشته است:

۱- سال های۳۲-۱۳۲۰ : بعد از دوره دوران خفقان رضاخان با ورود متفقین به خاک ایران رضاشاه تبعید شد و جای خود را به پسرش محمد رضا داد. به تبع این تغییر فضای آزادی در ایران به وجود آمد و احزاب دست به کار شدند. اگرچه حزب توده در این دوره حضوری فعالی دارد اما گریزی نیست که جبهه ملی با وجود چهره هایی چون دکتر مصدق بیشتر به چشم بیاید. همین آزادی و توسعه سیاسی سبب شد تا ایران دکتر محمد مصدق را در مقام نخست وزیری مشاهده کند. این دوره تا سال ۱۳۳۲ و کودتای ۲۸مرداد ادامه داشت و بعد از آن محمدرضا پهلوی همچون پدر سیاست خفقان را پیشه خود کرد.

mosaddegh5.jpg

یروند ابراهامیان استاد ایرانی الاصل تاریخ در دانشگاه نیویورک در کتاب «ایران بین دو انقلاب» معتقد است: «سال های ۳۲-۱۳۲۰ تنها دوره طولانی در تاریخ معاصر ایران است که در آن فضای باز سیاسی وجود داشت»

۲- سال های ۵۹-۱۳۵۷ : با پیروزی انقلاب ایران در بهمن۱۳۵۷ دوران تازه ای برای ایران رقم خورد. شاه و حکومت سلطنتی آن رفت و جمهوری اسلامی جایگزین آن بود.

همه گروه ها و احزاب از چپِ چپ - مجاهدین تا راستِ راست - فداییان اسلام- خود را در این پیروزی سهیم می دانستند. آزادی در بیشترین موقعیت خود قرار داشت و احزاب آنچه را می خواستند پیگیری می کردند.

7679.jpg

آیت الله خمینی(ره) رهبر ایران و افرادی چون شهید بهشتی٬ شهید مطهری٬ آیت الله طالقانی٬ مهندس بازرگان٬ دکتر سحابی طلایه داران این دوره بودند. آنان از ازادی دفاع می کردند و آنرا حق پایمال شده ملت ایران می دانستند.

انتخابات سال های ابتدایی ایران - دوره اول مجلس و دوره اول ریاست جمهوری - نمونه باز فضای باز سیاسی بود و کاندیداتوری مسعود رجوی از گروه مجاهدین خلق شاهدی بر این مدعاست.

Kand3.jpg

اما با آغاز درگیری های مسلحانه و ترورهای آن سال ها و نیز انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها٬ این فضا به تدریج روندی معکوس به خود گرفت تا آنجا که دیگر واژه ای چون فضای باز سیاسی غریب می نمود.

از این روست که شهید مطهری درباره آزادی افکار می گوید: «من اعلام می کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه ها٬ خبر و اثر نخواهد بود.»(پیرامون انقلاب اسلامی/ انتشارات صدرا/ص۱۱) و در ادامه آن از آزادی برای احزاب - حتی احزابی با عقیده غیر اسلامی - سخن به میان می آورد.

۳- سال های ۸۰-۱۳۷۶ : در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در دوم خرداد ۱۳۷۶ نتیجه ای غیر قابل پیش بینی رقم خورد. در حالی که در ان روزها علی اکبر ناطق نوری  ریاست مجلس پنجم و کاندیدای مورد حمایت حاکمیت با اندیشه پیروز شدن در انتخابات خود را به چیدمان کابینه مشغول کرده بود٬ ناگهان مردی با خنده ای بر لب مورد انتخاب مردم قرار گرفت. ۲۰ میلیون رای سابقه در جمهوری اسلامی نداشت و سید محمد خاتمی با اتکا به همین آرا فضای باز سیاسی را مورد تاکید قرار داد.

007254.jpg

در حالی که فضای باز سیاسی در ایران حاکم بود و احزاب و گروه ها- در چارچوب قانون اساسی- به پیگیری اهداف خود می پرداختند و مطبوعات نیز آزادی غیر قابل باوری را به دست آورده بودند٬ اتفاقاتی افتاد که باز هم فضا را تنگ کرد.

پیروزی در انتخابات شوراها - قتل های زنجیره ای - واقعه کوی دانشگاه - پیروزی در انتخابات مجلس ششم - توقیف فله ای مطبوعات و ... دست در دست هم دادند تا حاکمیت را وادار به واکنش نسبت این فضای باز سیاسی کنند.

اگرچه در سال ۱۳۸۰ مردم در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دوباره به اندیشه های سید محمد خاتمی رای مثبت دادند اما دیگر کار از کار گذشته بود و باز هم فضای ایران را سایه سکوت فرا گرفت.

xhs102aaaaa.jpg

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

سيد رسول ؟ چقدر آشناست حرفات نميدونم هر چی فکر می کنم يادم نمياد ولی آشناست به هر حال مغزم جواب نمی ده ممنون موفق باشی حق/.

فريده( حرفهای تازه )

سلام دوست خوب من صبح بخیر خوبی اپ کردم خوشحال میشم بیای ممنون که به وبلاگ سر زدی و خوشحالم که با وبلاگت اشنا شدم موفق باشی

سارا

سلام مثل هميشه حرف نداره و حرف نداری

نازی

کاش می دیدم چیست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاریست! صدای قلب تو را ،پشت آن حصار بلند همیشه می شنوم من در آن لحظه که صدای موسیقی احساس تو را می شنوم برگ خشکیده ی ایمان را در پنجه باد رقص شیطانی خواهش را در آتش سبز! نور پنهانی بخشش را در چشمه ی مهر می بینم..... کاش می گفتی چیست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاریست...... من آپ کردم خوشحال ميشم بيای

+::دیـوونـه::+

خداوندا با کويه باري از گناه به زيارتت آمدم... در پاک ترين نقطه زمين.. در مسجد الحرام به نيابتت دورکعت نماز خواندم... شيرين ترين لحظه زندگي ام لحظه اي بود که دوباره چشمانم کعبه را ديد.... دوست داشتم آن لحظه زمان براي هميشه متوقف ميشد... کاش ميشد... .... (اسپيکراتو روشن کن قبل اينکه وارد بلاگم بشي...) ************************

ندا

سلام سید. مر۳۰ که بهم سر زدی. من که خیلی با سیاست کار ندارم ولی حرفات آدمو تحت تأثیر قرار می‌ده. موفق باشی.

iman

سلام.دوست خوبم اين همه اطلاعات سياسی جالبه !!!موفق باشی.

فريد

سلام ما مثل هم دغدقه بی خيالی ملت مقابل ديکتاتوری دولت را داريم اما من بعيد ميدونم که حالا حالا ها ملت متوجه شوند که چه بر سرشان امده است؟

فريد

در ضمن ملت همه گی با سياست کار ندارند و ميخواهند به حقوق خودشان هم برسند و کلا مرفه و خوشبخت باشند؟ ولی نميدانند که بدون دخالت در کار دولت هيچ کدام از اينها انجام نميشود.