شهادت عدالت(فرهنگی - سياسی)

در شهادت عدالت بگرييم...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

تأمل اندكي در تاريخ ادبيات ايران زمين نشان از آن دارد كه شعراي به نام اين ديار همواره عارف زمانه خود نيز بوده‌اند همچون سعدي، حافظ، مولانا و ...

آنچه باعث همسو بودن ادبيات و عرفان گشته، خروج اين دو از رويه عام و خاص است. به اين معنا كه ادبيات و عرفان، كلمات و مفاهيم را از قالب عامه و معمول خود به قالب خاصه و جديد تعميم مي‌دهد و لذا درك و فهم آنها نياز به تفكر و انديشه دارد.

                                           * * * *

شهادت امام علي (ع) را نيز مي‌توان از قالب عام كلمه كه تنها نگرش به شهادت ايشان دارد خارج كرده و قالبي خاص به آن بخشيد.

اگر علي (ع) را نماد عدالت بگيريم كه بي‌شك همين طور بوده است و ابن ملجم مرادي را نماد دو مظهر عشق دنيوي (عشق به قطام) و تحجر تلقي كنيم و مسجد را نيز در عين حالي كه خانه خداست به عنوان محلي كه مي‌تواند با تلفيق دين و قدرت مورد سوء‌استفاده واقع شود، مي‌توانيم نتيجه جالب توجهي كسب كنيم.

آن گاه كه تحجر (افراط) و دنياگرايي (تفريط) از دين استفاده ابزاري كنند، مي‌توانند كمر عدالت را خم كرده و بشكنند. در اين ميان استفاده از ابزارهاي دين (مسجد ـ تقدس ـ عبادت و ... ) امري ضروري براي محقق شدن اهداف پليد و زشت افرط‌ها و تفريط‌هاست.

عدالت نيز كه در عين محكم و استوار بودن و ريشه در فطرت انسان داشتن نمايي از اعتدال و تعادل را در خود دارد، همواره قرباني افراط و تفريط بوده است.

                                        * * * *

يادمان باشد چشمهايمان را بشوريم و جور ديگر ببينيم.

اگر علي(ع)  آن روز شهيد عدالت شد، امروز ما در عزاي علي(ع)  بايد در شهادت عدالت نيز بگرييم و عزاداري كنيم كه علي و عدالت آينه تمام نماي يكديگرند.

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
farzaneh

دل عدالت برای علی و دل ما برای عدالت و علی تنگ شده . خيلی تنگ

مهرداد

عالی بود همانند گذشته... کاش می شد واژه هایت را به امانت بگیرم... اینجا هوا دلگیر است... منتظرتم...

بنده خدا

سلام.... بعضي وقتها كه تو خودم مي روم و يه كمي از درون به درونم نگاه مي كنم از خودم مي پرسم كه چرا زنده هستم ؟ چرا زندگي مي كنم ؟ اصلا هدف از اين فعاليت و كار كردن چيه ؟‌ بعد از اين همه كار و زندگي كردن چي مي شه ؟به احتمال زياد اين سوال هم براي شما پيش آمده .........راستی...جواباش رو ميدونی؟به ما هم بگو....منتظرتم http://tovhid.persianblog.ir

هانيه

سلام آقای اسلامی...من اتفاقی وبلاگتونو پيدا کردم! من اون شعر شما رو ميخوام ( هر چند دوبار گوش دادمش ) همون که باعث شد .... منتظرم!

مهرداد

من به روزم مهربون... و منتظرت...

hanie

سلام بازم ... غريبه نيستم ... هم دانشگاهی هستيم !!اون شعری که روز گردهمايی انجمن علميها خوندين...جلوی د.د !!