بحران موتوری ها(اجتماعی)

بحران موتوری ها...

در مهرماه سال۸۴ مقاله ای با نام موتوری ها... در ماهنامه ژرفا(ماهنامه ای در شهرستان کاشان) نگارش کردم که به بررسی بحران موتورسواران در کاشان پرداخته بود. در آن مقاله موضوع را از دو نگاه اقتصادی و روانشناسی بررسی کردم. قصد بر آن بود تا در ادامه با همکاری شهرداری - نيروی انتظامی و دانشگاه علوم پزشکی و مصاحبه با خانواده هايی که فرزندشان را به خاطر بی احتياطی در موتورسواری از دست داده اند قسمت های زيادی از اين بحران را نمايش دهم که متاسفانه به دليل برخی مشکلات و محدوديت ها امکان پذير نشد.

در يک ماه گذشته دو تصادف مشاهده کردم. اولی در کاشان و دومی در تهران که در هر دوی اين تصادفات سه راکب موتورسوار کشته شدند.

به نظر می رسد عدم توجه ارگان های دولتی به اين موضوع می تواند مشکلات بيشتری را نيز به بار آورد.

موتورسواری امروز در کشورمان ايران تبديل به وسيله ای برای تفريح شده و چه زمين بازی ای بزرگتر از کل يک شهر برای ويراژ دادن و تک چرخ زدن و تشويق و حيرت مردم... و در اين ميان نيز اذيت و آزار نواميس مردم گريزناپذير است.

با بسياری از اين جوانان که صحبت کنی موتور را وسيله ای برای خالی کردن هيجانات درونی خود می دانند و عده ای نيز از «عشق به موتور» سخن می گويند.

امروز  شرکت های مونتاژ موتور با نام های متفاوت در ايران چنان گسترش پيدا کرده که دسترسی به موتور راحت تر از آنچه فکرش را بکنيد محقق می شود و داشتن موتور به يکی از اهداف کوتاه مدت و قابل دسترسی جوانان تبديل شده است. «با روزی هزار تومان صاحب موتور شويد...» خيلی ها اين تبليغ را هنوز به ياد دارند و واقعيت اين است که با روزی هزار تومان روزی يک جوان ايرانی و يا بيشتر از بين می رود.

حل اين مشکل نياز به همکاری بسياری از ارگان ها و مردم دارد. و برگزاری جلساتی در شوراهای تامين و بدون پشتوانه اجرايی باعث رفع اين بحران نمی شود.

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
آنتيک

دايی جان رهرو آنست که آهسته و پيوسته رود فرصتی دهيد مارا

تيرانی

سلام رسول جان!سعی کن مطالب رو بصورت دنباله دار بيشتر بازشون کني!پايدار باشی و عميق!!منم به روز کردم سر بزن!!

آدم

سلام آقا سيد: فرياد سکوت ما را خداوند می شنود. اگر همه چيز را به خودش بسپاريم انشاالله حله. سيد جون سری هم به من بزن خوشحالم می کنی.

مسافر

سلام آقا رسول: اسم و فاميل خوبی داری خوش به حالت. وبلاگت هم جز وبلاگهای جالبه. دوست خوب خوشحال می شم از وبلاگم ديدن کنی و نظرتو بگی.

صادق کاشی

مرد حسابی مگه تو امتحان نداری که نشسته ای هی از اين مطالب آبکی می نويسی ؟