می شود و می توانيم؟! (ويژه نامه نقد عملکرد دولت نهم - سخن اول)

می شود و می توانيم؟!

ويژه نامه نقد عملکرد يک ساله دولت دکتر احمدی نژاد

سخن اول

من از آغاز می ترسيدم و آغاز کردم...

اين گونه که بخواهی بنويسی قلمت را ترس فرا می گيرد که شايد نوشتنی دوباره در کار نباشد و وای به زمان و زمانه ای که نوک قلمها را بشکنند و هر کار ناکاری بکنند تا قلمها ننويسند و زبانها نگويند و چشمها نبينند و گوشها نشنوند و دلها احساس نکنند و مغزها ثبت نکنند، آنچه را بر  سر ايران عزيزمان می رود.

سال پيش در همين ايام جريانی در ايران پديدار شد که سياسی ها از آن به عنوان «جريان سوم» ياد می کنند؛ جريانی ورای جريان های چپ و راست در ايران... جريانی که ساليان به طور خاموش حرکت کرد و منازل را يکی پس از ديگری فتح کرد تا آن روز به دولت و رياست جمهوری رسيد و با انسجامی که از آن سخن خواهيم گفت آن منزل را نيز فتح کرد... و امروز در حاليکه انتخابات مجلس خبرگان و شوراهای شهر در پيش است، جريان سوم در فکر پياده کردن برنامه های آتی خود می باشد.

امروز يکسال از آن ايام می گذرد و دولت دکتر محمود احمدی نژاد وارد دو ساله می شود و همگان می خواهيم تولد يک سالگی دولت را جشن بگيريم. 

هديه ما برای دولت چيزی جز نقد عملکرد دولت نيست و واقعيت اين است که چيزی جز اين در چنته و توان خود نداريم تا پيشکش دولتی کنيم که خود برنامه ای منسجم برای مردم و ملت ايران ندارد و شايد «از ميدان به در کردن رقبا» و «خالی کردن صحنه از انديشمندان» تنها برنامه آن باشد تا در ازای اين عمل نوعی کرختی بر ايران زمين حاکم شود و جريان سوم راحتتر بتواند به سوی اهداف - از ديد خود عاليه - خود پيش برود.

و هديه ما به دولت همان شعار همچون بادکنک تو خاليست که با سوزنی ترکيد و اثری از آن نماند تا مردم داعيه ای برای اين شعار نداشته باشند...

آری؛ «می شود و می توانيم» را می توان در پس تاريخ آينده ايران زمين يافت و تاريخ نشان خواهد داد که چقدر "شد" و چقدر "توانستيم" و اين "شدن"ها و "توانستن"ها چقدر در راستای خدمت به مردم بوده است.

از عدالت محوری و مهرورزی هم خواهيم نوشت و خواهيم گفت اين مفاهيم در فرهنگ ملی و اسلامی چه بار معنايی و چه منشوری  دارند. شايد که مقبول افتد آنهايی را که برای ايران عزيز تلاش می کنند و «ايران سرفراز و آباد و آزاد» نهايت انديشه هايشان را تشکيل می دهد... افسوس که بسياری از آنها امروز به جرم "غيرخودی" بودن طرد می شوند تا ديگران(؟!) صاحب مناصب شوند و لباسی را بر تن کنند که بر قامت نحيف و کوچک انديشه هايشان چندان زيبا نيست...

تا پايان اين هفته همراه ما باشيد و شما نيز قلم هايتان را حتی با نوک های شکسته به کار گيريد و هديه ای از جنس نقد و بررسی برای دولت نهم پيشکش نماييد...

/ 2 نظر / 4 بازدید
صادق صدقگو

«و اين دو سالگی دولت را جشن بگيريم» درست نيست به نظر من فرزندم. جشن تولد يک سالگی و شروع دو سالگی صحيح است... مخلصيم

آنتيک

يه نامش سلام از پويايی اين بلاگ بسی مشعوفم مهربان دايی چه خوب که بلاگت تقويم با دقتی است و چه کار جالبی خواندم اما نشد با دقت بر می گردم فقط چرا ۲ ساله؟!!!! در ضمن از اينکه جای پايت را در نت حس می کنم خيلی خيلی خوشحالم