قدرت و مشروعيت يا قدرت و مقبوليت(سياسی)

قدرت و مشروعیت

یا

قدرت و مقبولیت

23vjgxi.jpg

شاید در این روز بزرگ نوشتن از خود علی (ع) بهتر باشد و شایسته تر؛ و در این ایام نیز همه سعی می کنند تا با ذکر خصوصیان اخلاقی و فردی او نشانه ای از انسان کامل بودن را به نمایش بگذارند. اما ما را اندیشه ای دیگر است. می گوییم انسان کامل بودن علی همواره مطرح بوده و هست و خواهد بود و ضرورت مطرح نمودن قسمتی دیگر از زندگی او که نشانه ای بارز از اندیشه آزادی خواهانه است در این روزهای سیاسی بیشتر مورد نیاز است.

اگر از حکومت را از دریچه «قدرت» بررسی کنیم همواره با این سوال مواجه می شویم: «مشروعیت یا مقبولیت»... پاسخ این سوال بی گمان می تواند راهنما و نشانگری باشد برای همه آنانی که حکومت علوی را جستجو می کنند. در ماه های اخیر نیز در میان صنعتگرانِ سیاست این موضوع مورد مباحثه ـ اگرچه این روزها حرف از مباحثه چندان اعتباری ندارد ـ و مشاجره واقع شده که حکومت مشروع است یا مقبول؟ و به تعبیری بهتر آیا حاکم و صاحب قدرت٬ حکومتی انسانی دارد یا الهی و آیا او نماینده مردم است یا نماینده خدا...

علت ایجاد این مشاجرات هم مربوط به کسانی می شود که مدتی پیش با استفاده از کلمه «جمهوری» ـ البته از نوع ناصواب آن ـ حاکمیت را در اختیار گرفته اند و امروز تنها به کلمه «اسلامی» آن می اندیشند و با آسودگی نسبت به محکم بودن جایگاه کنونی شان «جمهوری اسلامی» را به کناری نهاده و از «حکومت اسلامی» سخن می گویند.

اما حکومت اسلامی یا جمهوری اسلامی؟

نگاهی به زندگانی علی(ع) نشان می دهد که او اگر در حیطه امامت خود٬ اسلام را پی می گیرد اما در حیطه ولایت و خلافت خود٬ جمهوری را پی گرفته است. روند زندگانی او از آنجا که بعد از رحلت محمد(ص) سکوت پیشه می کند تا آنجا که مشاوره عمر ابن خطاب را در امور حکومت می پذیرد و سپس از آن زمانی که نقش رابط را میان مخالفان حکومت عثمان با او را به عهده می گیرد تا آنجا که با هجوم مردم و مسلمانان جکومت را در کمال بی میلی می پذیرد٬ نشانه ای گویا بر روند دموکراتیکی است که در زندگی اجتماعی علی(ع) حاکم بوده است. حتی تن دادن علی به جریان صفین را نیز می توان بر این روند اضافه کرد...

به نظر می رسد آنها که امروز «حکومت علوی» را سرلوحه خویش قرار می دهند باید بیش از پیش نسبت به مطالعه زندگی علی(ع) علاقه نشان دهند و برداشت هایی در راستای اهداف و منافع کنونی نمی تواند عاملی برای سوء استفاده از حکومت علوی باشد که نمونه آن در تاریخ کمتر شنیده و دیده شده است.

*    *    *

مقاله ظرفیت دموکراتیک اندیشه علوی را از شیخ احمد اسلامی بخوانید:

http://www.mashal.blogfa.com/8407.aspx

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیپ قرمز

چه خطری در خاطره ی دردناک خطور کرد ... با نوشته ای بر تکنیک " Pleonasm " به – روزم ... پیپ قرمز

رحيم فر

سلام درودبرشما آماده تبادل لينک هستم

sherry

گفتم از سياست خسته ام و نمی خواهم ديگر ازش بگم اما برحسب احترام به کامنت شما جواب ميدهم که، حق با شماست ما ايرانی ها چه بخواهيم چه نخواهيم سياسی هستيم! اما خوب سعی ميکنم بعد از اين کم کم خودم رو از اين دور اجبار خارج کنم. در مورد جمهوری اسلامی هم ديدم با شما اصولا متفاوت است، در اصل اين صفت و موصوف ترديد و اشکال هست. تعريف اسلام يعنی حاکميت مطلقه ی خدا بر مردم، حال اينکه جمهوری يعنی حکومت مردم بر مردم، با اين توجه، به وضوح ميبينيم که اصولا اين نظام از ابتدا، پايه و اساس بر دروغ، تضاد و عوام فريبی بنا شده. در مورد علی هم حرف نميزنم چون اينطوری بهتر است. زنده باد ايران و آزادي

کیوان

درود بر شما.اگر نتیجه آزادی باشد مردن چیزی نیست اما اگر نتیجه اغفال شدن و وجه المصالحه قرار گرفتن عده ای جوان کم تجربه باشد چه؟ فاعتبروا یا اولی الابصار...

محبوبه

سلام برادر خوبم رسول من علی را در شعور و شرف ؛در شوق و شعف و در اشک و آه ديدم... و ذوالفقارش ایمانش بود... به راستی اين علی من است/... پيروز باشی

محبوبه

اي آزادي؛ چه زندانها برايت كشيده ام و چه زندانها برايت خواهم كشيد چه شكنجه ها تحمل كرده ام و چه شكنجه ها تحمل خواهم كرد اما...خود را به استبداد نخواهم فروخت من پرورده آزادي ام؛ استادم علي است .مرد بي بيم و بي ضعف و پر درد. و پيشوايم مصدق؛ مرد آزادي؛ مردي كه 70سال براي آزادي ناليد. من هر چه كنند؛ جز در هواي تو دم نخواهم زد. اما؛ من به دانستن از تو نيازمندم، دريغ مكن. بگو هر لحظه كجايي و چه مي كني؟ تا بدانم آن لحظه كجا باشم و چه مي كنم.

محبوبه

من براي خودم ؛ حكومت علي را حكومتي تعريف كرده ام ، كه وقتي من و تو از هم دور افتاديم با عدل و انصافش به هم نزديك مي كند .حكومتي بر پايه ي ايمان به خدايي كه مهربان تر از آن است كه من را به خاطر نخواستن علي!!!در آتشي سوزان بياندازد. ولايت من به حق علي است ؛ علي آزادي ، علي ايمان ،علي راستي ، علي درستي...

کیوان

سلام بر شما.من که دین یا مذهبی را به شما تحمیل نکردم که می فرمائید:لا اکراه فی الدین...شما قدم رنجه فرمودید و در وبلاگ بنده نظری را مرحمت فرمودید و من هم متقابلا جواب دادم.برای کسی هم تعیین تکلیف نکردم الا تذکری خیر خواهانه...ان الذکری تنفع المومنین

پريش

دوست عزيز لطفا نظر مرا درباره مطلبتان در وبلاگم مطالعه فرماييد.